۞ اکسیژن ۞
::: به نام او که عشق را آفرید :::
|
|
دريا خاموش شد دريا خاموش شد
پوپك گلدره متولد ۱۳۵۰ مدرك كارشناسي خود را در رشته روان شناسي باليني از دانشگاه تهران گرفت. پايان نامه ليسانس او كه در مورد تئاتر درماني بود، او را با اهالي تئاتر و البته بعدتر سينما آشنا كرد.
زندگي ۹ ماهه پوپك در ميان مرگ و زندگي به پايان رسيد. زندگي به خاطر اينكه پوپك گلدره در كما مي خنديد، گريه مي كرد، نفس مي كشيد و با سرم تغذيه مي كرد!مرگ به خاطر اينكه راه نمي رفت، فكر نمي كرد، حرف نمي زد و فقط سكوت مطلق بود و اين براي يك انسان يعني مرگ!
پوپك گلدره كه در اثر تصادف رانندگي در جاده شمال ۹ ماه در كما به سر مي برد، سريال جذاب نرگس ساخته سيروس مقدم را ناتمام گذاشت. اگر چه نقش نرگس در اين سريال كليدي بود، اما سيروس مقدم زيركانه در اواسط سريال غيبت ناگهاني او را موجه جلوه داد. به هر حال همه مي دانستند كه چه اتفاقي افتاده است. پوپك گلدره متولد۱۳۵۰ مدرك كارشناسي خود را در رشته روان شناسي باليني از دانشگاه تهران گرفت. پايان نامه ليسانس او كه در مورد تئاتر درماني بود، او را با اهالي تئاتر و البته بعدتر سينما آشنا كرد. اولين كار جدي او در عرصه طنز با مجموعه ساعت خوش در سال ۱۳۷۳ آغاز شد. هر چند كه پيشتر از آن در نمايش «پل» و يك ويدئو كليپ زيبا با نام «روياي زمين» ظاهر شده بود. بازي فراموش نشدني پوپك در «دنياي شيرين دريا» در سال ۱۳۷۸ او را به شهرت رساند به طوري كه نظر ابراهيم حاتمي كيا را براي بازي در فيلم «موج مرده» جلب كرد، اگر چه همايون اسعديان پيش دستي كرده و پوپك را براي بازي در فيلم «آخر بازي» فراخواند.گلي پر شر و شور فيلم «سيندرلا» همه را به ياد شخصيت با نشاط رويايي دريا در دنياي شيرين دريا مي انداخت. بعد از آن پوپك به ايالات متحده آمريكا رفت و دو سال نزد خواهر بزرگش ماند، اما عشق به مادر و حرفه اش او را به وطن بازگرداند. سيروس مقدم از او دعوت كرد تا در سريال بلند «نرگس» نقش اول را برعهده بگيرد. چه كسي بهتر از پوپك كه خود را در عرصه سينما به اثبات رسانده بود. نزديك به ۳۵ قسمت از فيلم تصويربرداري شده بود كه مقدم يك استراحت دو روزه به عوامل فيلم داد و اين دو روز براي پوپك گلدره تا ابد ادامه پيدا كرد. روحش شاد. نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |
ترتيب واگذاري سيم كارت های تلفن همراه
نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |
محمد رسول الله (ص)
خجسته میلاد برگزیده ترین رسول آسمانی و نوید بخش آزادی جاودانی، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله مبارک باد.
نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |
محمد می آید
محمد (ص) مي آيد. محمد (ص) در ماه «ربيع» مي آيد. و همراه با خود، ربيع قلوب و بهار جان ها و طراوت ايمان را به همراه مي آورد. محمد (ص) مي آيد. از نسل ابراهيم بت شكن، از سلاله پاكان، از دامن «آمنه» عفيف، از مكه معظمه، از خانه خدا ... . با مشعلي از «حق» فرا دست، كه مي بيني آتشكده «آذرگشسب»، با طلوع حضرتش، به خاموشي مي گرايد، به نشان فرو مردن فروغ دروغين آتش اهورايي، در جلوه جمال الهي و جلال كبريايي. و اين «صبح صادق» رسيدن «روز» را نويد مي دهد، پس از شب ديجور و ظلمت ظلم، پس از قرن ها قساوت و سال ها سفاهت. و با اين «ميلاد» لرزه و شكاف، در كاخ «كسري» مي افتد، به نشانه اين كه از اين پس «كعبه» كوي عشق است، و سكوي آزادي.
مردي است از تبار پاك ابراهيم ، آخرين حلقه از سلسله نوراني رسولان ، كه همواره مبشران داد و آزادي ، و معلمان اخلاق بودند ، و رابط ميان " خالق " و " خلق " .
مي آيد ...
با «فرقان» ، با «آيات»، با «بينات»، با «نور»، با «ذكر» با «كتاب»، با «هدايت»، با «قرآن» ، با «بشارت» ، با «انذار» ، با «وعد» ، با «وعيد» ، ... . مي آيد ... تا خنجر خونين كينه توزي ها و تعصب ها را از دست جاهلان جاهليت زده برگيرد و «كتاب و حكمت» را ، و «لوح فلاح» و «سلاح صلاح» را به دستشان دهد . مي آيد ... تا دشمني ها را به دوستي تبديل كند ، تا دل ها را به هم نزديك سازد ، تا پراكندگي ها را به «وحدت» برساند و نيروها و شمشيرها را ، به جاي آن كه به روي هم كشيده شود ، براي هم كشيده سازد ، تا به جاي «برهم» بودن ، «باهم» باشند .
با نگاهي لبريز از شرم و عفاف ، با زباني حقگوي و خداخوان و صداقت و فصيح ، با بياني گرم و گيرا و سحار، با قلبي نوراني كه چشمه زلال «معرفت» است ، با دستي كه دوست نواز و دشمن كوب است ، با پايي پويا تر از باد ، نستوه تر از كوه ، با چهره اي به خنداني صبح و درخشش خورشيد و زيبايي ماه و عصمت عشق . ماه «ربيع الاول» است ... بهار نخستين ، و طلوعي نوين . و ... محمد ( ص ) مي آيد ، تا پنجره هاي گشوده به روي «شب» و «شك» و «شيطان» را ببندد و درهايي را ، فرا روي مردم ، به روي «روز»و «يقين» و «رحمان» بگشايد . مي آيد ... مي آيد ... تا دست هاي بسته را باز كند . تا گام هاي خسته را به آسايش برساند ، تا پاهاي دربند را برهاند ، تا گردن هاي گرفتاران را از زنجيرهاي گران آزاد كند ، تا محرومان موحد را عليه مترفين «شك مدار» بشوراند ، تا «سبطيان» را بر ضد «قبطيان» بر انگيزد و از آنان ، «موسي» هايي فرعون ستيز بسازد .
مي آيد ... و با آمدنش براي ملت ها حيات مي آورد ، و براي مشتاقان ، ارمغاني از معنويت و اخلاق . آري ... مي آيد ، مي آيد ، محمد ( ص ) مي آيد ، تا قلب هاي خسته بجوشند تا دست هاي بسته بكوشند تا نسل هاي تشنه و محتاج از زمزم حيات ، بنوشند تا چشمه هاي اشك ، بخشكد از چشم و چهره هاي يتيمان تا غنچه هاي خنده برويد بر ساحل لبان اسيران تا ...
نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |
|
|
