تبليغاتX

هر فيلمي كه بخواي اينجا پيدا ميشه

۞ اکسیژن ۞

::: به نام او که عشق را آفرید :::






اگر مايليد بازديد کنندگانتان را افزايش دهيد مي توانيد کد اين لينک باکس را از پايين همين لينک باکس دريافت و آن را در سايت يا ويلاگ خود قرار داده و هر 2 يا 3 روز يک بار يک لينک ارسال کنيد تا شاهد افزايش بازديد هاي خود باشيد. اين لينک باکس در چندين سايت و وبلاگ موجود است و اين يعني نمايش لينک شما در تمام اين سايت و وبلاگ ها. پس مطمئن باشيد که ضرر نخواهيد کرد

 




فال: از اول تا پانزدهم خرداد بر شما چه خواهد گذشت 

 

از اول تا پانزدهم خرداد بر شما چه خواهد گذشت...

  فروردين‌
زندگي‌ دنياي‌ سياهي‌ است‌ كه‌ ما بايد با روشن‌كردن‌ چراغ‌هاي‌ اميد آن‌ را روشن‌ كنيم‌. شمادوست‌ عزيز، با هر چه‌ محبت‌ است‌ ارتباط برقراركنيد. نفرت‌ را از خود برانيد، جايگاهتان‌ حقيقت‌است‌. الگوي‌ تاخير و عقب‌ ماندن‌ را از درونتان‌محو كنيد و بگذاريد هميشه‌ در زندگي‌ كامياب‌باشيد. به‌ پشيواز آنچه‌ تازه‌ و بكر است‌ و نو برويد،لطف‌ خداوند هيچ‌ دري‌ را برروي‌ شما خواننده‌محترم‌ نمي‌بندد. انديشه‌هاي‌ منفي‌ را از خودبرانيد و پذيراي‌ عشق‌ باشيد. ذهنتان‌ را خانه‌تكاني‌ كنيد و خود را از قيودي‌ كه‌ دست‌ و پايتان‌را بسته‌ است‌ و آزارتان‌ مي‌دهد رها سازيد وجلوي‌ آينه‌ بايستيد و بگوييد مشتاقم‌ كه‌ عوض‌شوم‌. انتظار، فرسايش‌ زندگيست‌ و هنوز آسمان‌آبي‌ است‌. كاش‌ در باغ‌ قشنگ‌ زندگي‌ به‌ روي‌واقعيت‌ باز بود، بياييد دفتر تلفن‌ را كه‌ مدت‌هاست‌ نگشوده‌ايد و با افرادي‌ كه‌ مدت‌ زيادي‌است‌ تماس‌ برقرار نكرده‌ايد، زنگ‌ بزنيد وحالشان‌ را جويا شويد. امروز هر گامي‌ به‌ سوي‌خير و خوبي‌ و نيكي‌ و خدايي‌ شدن‌ برداريم‌، به‌همان‌ مقدار به‌ ميثاق‌ نخستين‌ نزديك‌ شده‌ايم‌.


  ارديبهشت‌
بايد لب‌ بست‌ و باز گشود و كار كرد و دم‌ نزد وبي‌گمان‌ پذيرفت‌ كه‌ كليد زرين‌ كاميابي‌ كار وكوشش‌ است‌. فروافتادن‌ در مقابل‌ خداوند راه‌برخاستن‌ است‌، اي‌ كاش‌ عشق‌ را زبان‌ سخن‌ بود.از حكيمي‌ پرسيدند چه‌ چيز بهتر از طلاست‌، گفت‌قناعت‌، كسي‌ كه‌ قانع‌ باشد از رنج‌ و اندوه‌ وافسوس‌ آسوده‌ مي‌شود. وقت‌، گران‌بهاترين‌چيزي‌ است‌ كه‌ در جهان‌ وجود دارد، نه‌ مي‌شودآن‌ را خريد و نه‌ مي‌توان‌ آن‌ را ذخيره‌ كرد.روزگار مثل‌ دريايي‌ است‌ كه‌ كشتي‌ زندگي‌ مابرروي‌ آن‌ به‌ طرف‌ ساحل‌ مقصود مي‌رود. اين‌درياي‌ بزرگ‌ هميشه‌ در جزر و مد مي‌باشد; اگرامروز آرام‌ است‌، فردا توفاني‌ مي‌شود، به‌ همين‌خاطر بايد فرصت‌ را غنيمت‌ شمرد. سعادتمندكسي‌ است‌ كه‌ غصه‌ فردا و بود و نبود را نخورد، درمقابله‌ با مصائب‌ خودش‌ را نبازد و آنچه‌ را كه‌ دردست‌ دارد غنيمت‌ شمرد. اگر مي‌خواهيد بي‌ رنج‌توانگر باشيد بنده‌ كار باشيد و اگر مي‌خواهيد كم‌دوست‌ نباشيد كينه‌ دار مباشيد و اگر مي‌خواهيدكه‌ در پشت‌سرتان‌ به‌ شما نخندند، با زيردستان‌مهربان‌ باشيد. اگر مي‌خواهيد اندوهگين‌ نباشيد،حسود نباشيد و اگر خواهيد بر قول‌ شما كار كنند،به‌ قول‌ خويش‌ كار كنيد.


  خرداد
زندگي‌ زير و بم‌هاي‌ بسيار دارد، يك‌ روز بروفق‌ مرادتان‌ است‌ و روز ديگر كاملا مخالف‌. هرروز را دوست‌ داشته‌ باشيد و با علو همت‌ درباره‌دوستان‌ عمل‌ كنيد. تا وقتي‌ مي‌شود از راه‌ عشق‌ديگران‌ را دوست‌ داشت‌، نبايد در سايه‌ ترحم‌ وشخصيت‌ ايستاد. تا وقتي‌ مي‌شود از راه‌ عدالت‌ به‌ديگران‌ بخشيد، نبايد از راه‌ احسان‌ وارد شد. تاوقتي‌ مي‌شود به‌ ديگران‌ احترام‌ گذاشت‌، راه‌دلجويي‌ راه‌ درستي‌ نيست‌. تا وقتي‌ مي‌شود از راه‌عدالت‌ به‌ ديگران‌ بخشيد، نبايد جوري‌ ديگر كه‌احترام‌ آنان‌ خدشه‌ دار شود وارد عمل‌ شد.
اينك‌ با شور و اشتياق‌ چقدر مي‌توان‌ شكفت‌ وبا اشاره‌ بهار و با ترنم‌ ناب‌ عشق‌ نرم‌ شد. انسان‌هاخوبي‌هاي‌ بسيار مي‌بينند و گاهي‌ خواب‌ها روزبعد تعبير مي‌شوند، انشاءا... كه‌ تمامي‌ روياهاي‌شيرين‌ شما در ابتداي‌ سال‌ تعبير زيبايي‌ داشته‌باشد. بياييد با چشم‌هاي‌ عاشق‌ جهان‌ را تلاوت‌كنيم‌، انشاءا... ترنم‌ و باران‌ عشق‌ به‌ زندگي‌ شماسبزينگي‌ و طراوت‌ ببخشد يك‌ حادثه‌ موجب‌مي‌شود تا برنامه‌اي‌ را در چرخه‌اي‌ تند انداخته‌ وهر چه‌ زودتر كار را تمام‌ كرده‌ و به‌ كناري‌بگذاريد. ابتداي‌ سال‌ نو چرخش‌ و حركت‌ تند وهر آنچه‌ كه‌ مي‌خواهيد بدست‌ مي‌يابيد تولدتان‌را تبريك‌ مي‌گوييم‌.


  تير
برايتان‌ شرايط تازه‌اي‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ بايددست‌ به‌ انتخاب‌هاي‌ جديدي‌ بزنيد. در هر كاري‌پايان‌ آن‌ را در نظر داشته‌ باشيد، يك‌ حادثه‌ باعث‌مي‌شود كه‌ روند حركت‌ كارها به‌ دور تند انجام‌شود. گاهي‌ اوقات‌ تنگدستي‌ مانع‌ انجام‌ بسياري‌ ازكارها خواهد شد، وقتي‌ امكانات‌ نباشد نمي‌توان‌دست‌ به‌ كاري‌ زد و يا هدفي‌ را دنبال‌ كرد. دردرجه‌ اول‌ بايد خود را از اين‌ فقر و تنگدستي‌نجات‌ داد. نيروي‌ خودتان‌ را متمركز كنيد، اگرخواب‌ ديده‌ايد كه‌ داريد با كلاف‌ در هم‌پيچيده‌اي‌ كلنجار مي‌رويد، نشانه‌ آن‌ است‌ كه‌خود را گرفتار مشكلات‌ عديده‌اي‌ كرده‌ايد و اين‌امر وقت‌ شما را تلف‌ مي‌كند. براي‌ زندگي‌ خوب‌ وموفق‌ قبل‌ از هر چيز بايد فكري‌ روشن‌ و هدفي‌مشخص‌ داشت‌، شما هدف‌هاي‌ بسيار داريد، بايداز بين‌ همه‌ هدف‌ها آن‌ چه‌ را كه‌ بارزتر است‌انتخاب‌ كنيد.
شما نگران‌ هستيد كسي‌ را دوست‌ داريد كه‌ فكرمي‌كنيد ممكن‌ است‌ او را از دست‌ بدهيد، چرااينگونه‌ مي‌انديشيد. نام‌ نيك‌ بهتر از ثروت‌ است‌>نام‌ نيكو گر بماند ز آدمي‌، به‌ كز و ماند سراي‌زرنگار< يك‌ تعبير ناگهاني‌ در زندگي‌ شما پيش‌خواهد آمد، شما نگران‌ آن‌ هستيد، كسي‌ را كه‌دوست‌ داريد از دست‌ بدهيد، اين‌ خيال‌ كاملابيهوده‌ است‌.


  مرداد
هنگامي‌ كه‌ گرهي‌ در كارتان‌ باشد تدبير، آن‌ راباز نخواهد كرد. به‌ كمك‌ صبر آن‌ را بگشاييد. براي‌شروع‌ موضوع‌ مشكلتان‌ را بررسي‌ كنيد، گاهي‌اوقات‌ اگر به‌ شكلي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پازل‌ بزرگ‌ نگاه‌كنيد، كمكتان‌ مي‌كند، عجله‌ نكنيد. چسباندن‌تكه‌هاي‌ قسمت‌ پازل‌ به‌ زور و به‌ طور تصادفي‌ دركنار هم‌ مشكلي‌ را حل‌ نمي‌كند، هر چه‌ بيشتر كارمي‌كنيد آسان‌تر مي‌شود. اين‌ مسئله‌ در موردمشكلات‌ شخصي‌ شما هم‌ مصداق‌ دارد، گاهي‌كندترين‌ راه‌، سريع‌ترين‌ راه‌ مي‌شود، گره‌ به‌ گره‌بايد مشكل‌ را گشود. دليل‌ برخي‌ اشتباهات‌ آن‌است‌ كه‌ ابتدا كاري‌ را انجام‌ مي‌دهيم‌ سپس‌ درمورد آن‌ فكر مي‌كنيم‌، ابتدا بايد فكر كرد، ترتيب‌مناسب‌ اساس‌ همه‌ چيز است‌. هرگاه‌ به‌ مشكلات‌توجه‌ نكنيم‌ انگار كه‌ چندين‌ برابر زائيده‌ مي‌شوند.خوش‌ خيال‌ بودن‌ هيچ‌ يك‌ از مشكلات‌ شما راحل‌ نمي‌كند، ولي‌ تلاش‌ و سخت‌ كوشي‌ همواره‌چاره‌ ساز است‌. پس‌ سرخود را بالا بگيريد، سينه‌ راسپر كنيد كه‌ مخفي‌ شدن‌ كار پرندگان‌ است‌.خودتان‌ را دست‌ كم‌ نگيريد، شكست‌ تنها زماني‌رخ‌ مي‌دهد كه‌ تلاش‌ در كار نباشد. انسان‌ شجاع‌ به‌مشكلات‌ لبخند مي‌زند، حتما اين‌ را مي‌دانيد كه‌بعد از هر سختي‌ يك‌ آساني‌ هست‌.


  شهريور
زندگي‌ زيارتي‌ هميشگي‌ است‌، هدفش‌ سفراست‌. موسيقي‌ زندگيتان‌ هميشه‌ كوك‌ و دلنواز. ازديروز بياموزيد براي‌ امروز زندگي‌ كنيد و اميدتان‌به‌ فرداي‌ درخشان‌ باشد. برخي‌ مشكلات‌ درزندگي‌ هست‌ كه‌ كسي‌ نمي‌تواند آنها را انكار كنداما اين‌ مشكلات‌ در برابر اراده‌ و استعدادهاي‌ شماچيزي‌ نمي‌تواند بگويد و قد علم‌ كند. فردي‌ واردزندگي‌ شما مي‌شود كه‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفا مي‌كند.بايد در اين‌ روزگار چشم‌ تنگ‌ و پرمصيبت‌دوستي‌ها را پررنگ‌ كرد و به‌ دشمني‌ها پايان‌ داد.تلاش‌ كنيد به‌ دور از اضطراب‌ و نگراني‌ نسبت‌ به‌آينده‌ خوش‌ بين‌ باشيد. با كساني‌ آشنا خواهيدشد كه‌ شما را در اين‌ مرحله‌ براي‌ عبور ياري‌خواهند داد. گاهي‌ همه‌ چيزها كمي‌ تيره‌مي‌نمايد، >تبسم‌ كن‌ كه‌ رنگ‌ باور دريا بگيرد دل‌،ميان‌ قابهاي‌ آفتابي‌ جا بگيرد دل‌< همه‌ مامي‌دانيم‌ كه‌ هميشه‌ آسان‌ نيست‌، ولي‌ ارزش‌ سعي‌كردن‌ دارد، به‌ خاطر آنها و به‌ خاطر شما اعمال‌ مابه‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ بر ديگران‌ اثر مي‌گذارد ما را نيزتحت‌ تاثير قرار مي‌دهد. هنگامي‌ كه‌ از بخشيدن‌،عشق‌ ورزيدن‌ يا احترام‌ گذاشتن‌ به‌ ديگران‌خودداري‌ مي‌كنيد، خلائي‌ در قلبتان‌ به‌ وجودمي‌آيد، تلاش‌ كنيد آن‌ گونه‌ با ديگران‌ رفتار كنيدكه‌ دوست‌ داريد با شما رفتار كنند.

  مهر
وقتي‌ كه‌ تنها هستيم‌ بايد مواظب‌ انديشه‌هاي‌خود باشيم‌. وقتي‌ كه‌ با خانواده‌ايم‌ بايد مواظب‌اخلاق‌ و رفتارمان‌ باشيم‌ و در يك‌ اجتماع‌ بايدمواظب‌ زبان‌ خود باشيم‌. كسي‌ كه‌ قانع‌ باشد ازرنج‌ و اندوه‌ و افسوس‌ آزاد است‌. از حكيمي‌پرسيدند: چه‌ چيز بهتر از طلا؟ گفت‌: قناعت‌. همه‌چيز گاهي‌ كمي‌ تيره‌ مي‌نمايد، خودتان‌ را دست‌كم‌ نگيريد. اگر به‌ عظمت‌ وجود خودتان‌ پي‌ ببريدهيچ‌ چيز نمي‌تواند شما را از پاي‌ در آورد. درمسير زندگي‌ هر قدر شرايط بد باشد، بالاخره‌ بعداز هر سختي‌ يك‌ آساني‌ است‌، مايوس‌ نشويد. رمزموفقيت‌ در نپذيرفتن‌ شكست‌ نهفته‌ است‌، انسان‌شجاع‌ به‌ مشكلات‌ لبخند مي‌زند. شكست‌ تنهازماني‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ تلاشي‌ در كار نباشد. هميشه‌زمان‌ را بسنجيد، گاهي‌ بايد عمل‌ كرد گاهي‌ بايدمنتظر ماند. گاهي‌ بايد برنامه‌ ريزي‌ كرد، زماني‌ هم‌بايد دست‌ به‌ كار شد. در زندگي‌ بعضي‌ از بهترين‌چيزها را نمي‌توان‌ با عجله‌ بدست‌ آورد، پس‌صبور باشيد. پيش‌ از رسيدن‌ ميوه‌ آن‌ را نكنيد،وقتي‌ زمانش‌ فرا رسيد بشتابيد. بزرگترين‌ تقصيرهاناديده‌ گرفتن‌ ديگران‌ است‌. به‌ زيبايي‌ رو كنيد.فرصتي‌ دهيد تا اتفاق‌ زيبايي‌ براي‌ شما رو كند.


  آبان‌
در تمامي‌ روزهايتان‌ به‌ فرداي‌ زندگي‌ بد نكنيدتا بد نبينيد. وعده‌ بسياري‌ را داديد كه‌ به‌ هيچ‌ يك‌وفا نكرديد يا به‌ عبارتي‌ ديگر، هياهوي‌ بسيار به‌ راه‌انداختيد، ولي‌ نتيجه‌ چشمگيري‌ به‌ دست‌ نياوريد.گويا در زندگي‌ ظاهري‌ يا معنوي‌ شما رويدادي‌پديدار شده‌ است‌ كه‌ شما از آن‌ پشيمان‌ وشرمنده‌ايد و خواستار بازگشت‌ به‌ شرايط پيشين‌مي‌باشيد. البته‌ اين‌ از كمال‌ يك‌ انسان‌ است‌ كه‌ اگرخطايي‌ داشته‌ و خواستار پوزش‌ از ديگران‌ باشد،به‌ ويژه‌ توبه‌ به‌ درگاه‌ الهي‌ و خواستاري‌ عفو از اواز كمالات‌ قطعي‌ است‌. سعادت‌ شما در تعبيرنگاهتان‌ به‌ زندگي‌ است‌، كوشش‌ در بهبود شرايطموجود نه‌ تغييرات‌ اصولي‌. هميشه‌ از ديروزبياموزيد براي‌ امروز زندگي‌ كنيد و اميد به‌ فرداداشته‌ باشيد. جهان‌ را با آمدن‌ بهار دريابيد. مثل‌هميشه‌ شانس‌ با شما بوده‌ و هست‌، اين‌ شما هستيدكه‌ از موقعيت‌هاي‌ پيش‌ آمده‌ يا آنها را به‌ حال‌خود رها مي‌كنيد يا با انتقاد از خود بعضي‌ نواقص‌را برطرف‌ مي‌سازيد. يك‌ نوزاد وضعيت‌خانوادگي‌ شما را آنچنان‌ تحت‌الشعاع‌ قرارمي‌دهد كه‌ همگان‌ شاد و خوشحاليد. درآمدخوبي‌ به‌ دست‌ مي‌آوريد و اين‌ وضعيت‌ اقتصادي‌شما را بهبود مي‌بخشد.

  آذر
در محيط اداري‌ از شما توقعات‌ بيشتري‌ انتظاردارند. خودتان‌ را دچار دردسر بزرگي‌ كرده‌ايدشما با نبوغي‌ كه‌ در سر داريد همه‌ را حيرت‌ زده‌مي‌كنيد، به‌ همين‌ دليل‌ تغييرات‌ مهمي‌ در سايه‌كوشش‌ و تلاش‌ شما رخ‌ مي‌دهد. خودتان‌ را براي‌پيشرفت‌هاي‌ ديگر آماده‌ كنيد. كما كان‌ يك‌ مشكل‌اقتصادي‌ و مالي‌ در حال‌ رفع‌ است‌. از تغيير ودگرگوني‌ هيچ‌ گونه‌ ترس‌ و وحشتي‌ نداشته‌ باشيد.از تغيير نبايد ترسيد، اگر اين‌ تغييرات‌ نباشد زندگي‌به‌ بركه‌اي‌ راكد و بدبو تبديل‌ مي‌شود. خود را بااين‌ تحولات‌ هماهنگ‌ كنيد و همواره‌ آينده‌هاي‌دور را در نظر داشته‌ باشيد. وقتي‌ شما را شايسته‌مي‌بينند، براي‌ انجام‌ فعاليتي‌ آن‌ كار را خيلي‌سريع‌ انجام‌ دهيد. اين‌ روزها شانس‌ را قدم‌ به‌قدم‌ خود مي‌بينيد، خودتان‌ را وارد ميدان‌هاي‌مختلف‌ كنيد و دور نماي‌ زندگيتان‌ با آمدن‌ بهارهماهنگ‌ سازيد. هيچ‌گاه‌ بر عكس‌ جريان‌ آب‌ شنانكنيد و در زندگيتان‌ همواره‌ خوش‌ خو باشيد.وعده‌هاي‌ قشنگي‌ درانتظار تحقق‌ براي‌ شماست‌.
يك‌ سفر كاري‌ انتظار شما را مي‌كشد. قدرجوانيتان‌ را بايد بدانيد وگرنه‌ دير خواهد شد.غربت‌ دردي‌ جان‌ سوز است‌ كه‌ جز با قرار گرفتن‌در آن‌ شرايط هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند آن‌ را درك‌كند. شما بهار زيبايي‌ را با نويدهاي‌ پياپي‌ وشگفتي‌هاي‌ زندگي‌ آغاز مي‌كنيد.


  دي‌
كفايت‌ و اعتدال‌ كامراني‌ است‌، >كسي‌ كه‌ ميانه‌گزيند زكار، پسندآيديش‌ گردش‌ كردگار< عقاب‌ رادر خواب‌ ديدن‌، نشانه‌ بلند پروازي‌ و سرافرازي‌ وقدرت‌ روحي‌ است‌. اگر خواب‌ ديده‌ايد كه‌گوشت‌ عقابي‌را مي‌خوريد، گرفتار قدري‌ خداي‌ناكرده‌ اندوه‌ مي‌شويد. اگر عقابي‌را در بالاي‌سرتان‌ ديده‌ايد، رسيدن‌ به‌ اهدافتان‌ را به‌ زودي‌زود خواهيد ديد. اگر بالاسرتان‌ پرواز عقاب‌ راديده‌ايد، نشانه‌ آن‌ است‌ كه‌ آدم‌ بلند پروازي‌هستيد و براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌هايتان‌ سخت‌تلاش‌ مي‌كنيد. پس‌ از يك‌ دوران‌ سختي‌ وكوشش‌ زمان‌ آن‌ رسيده‌ است‌ كه‌ از نتايج‌ كارتان‌بهره‌ بگيريد. كساني‌ كه‌ روزي‌ تو را با ديده‌ تحقيرمي‌نگريستند، اكنون‌ شرمنده‌ و خجالت‌ زده‌اند.براي‌ رسيدن‌ به‌ جايگاه‌ بالاتر بايد برنامه‌ريزي‌كنيد، كانال‌هاي‌ مخصوص‌ اين‌كار را بزنيد و دريك‌ فاصله‌ زماني‌ مشخص‌، كاملا خود را در دنياي‌ديگري‌ احساس‌ مي‌كنيد. به‌ نظر مي‌رسد همكاري‌شما با د وستانتان‌ كم‌ شده‌ است‌ و همين‌ مسئله‌معاشرت‌ها را زير سوال‌ برده‌ است‌. با دوستي‌ وشيرين‌ زباني‌ مي‌توان‌ اين‌ مطلب‌ را به‌ دست‌آورد، به‌ هر حال‌ بايد ابتدا درقلب‌ كسي‌ جا بازكرد، تا بتوان‌ از او چيزي‌ خواست‌. از چابلوسي‌ وريا كاري‌ دوري‌ كنيد كه‌ عواقب‌ دردناكي‌ را در پي‌خواهد داشت‌. تا يادم‌ نرفته‌ خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌كه‌ شانس‌ با شما همراه‌ است‌ و اميد كه‌ هميشه‌يارتان‌ باشد.


  بهمن‌
از موفقيتي‌ كه‌ به‌ دست‌ آورده‌ايد پيشرفت‌ وترقي‌ خوبي‌ خواهيد كرد. ممكن‌ است‌ ديگران‌ دراين‌ باره‌ به‌ تو حسادت‌ كنند، اما شما سر در پي‌ كارخودتان‌ داشته‌ باشيد. از حسادت‌ ديگران‌ فقطبايد به‌ خدا پناه‌ برد. از تغيير نبايد ترسيد، اگر اين‌تغييرات‌ نباشد زندگي‌ به‌ بركه‌اي‌ راكد تبديل‌مي‌شود و خودرا با اين‌ تحولات‌ بايد هماهنگ‌كرد و همواره‌ آينده‌هاي‌ دور را در نظر گرفت‌.برنامه‌هاي‌ بسيار خوبي‌ داريد، اما تافكري‌ به‌تجربه‌ در نيامده‌ باشد نمي‌توان‌ در مورد درستي‌ يانادرستي‌ آن‌ قضاوت‌ كرد. از آزمايش‌ و تجربه‌نبايد ترسيد و شجاعانه‌ بايد وارد شد. به‌ نظرمي‌آيد كه‌ دچار دردسر بزرگي‌ شده‌ايد، انشاءا...كه‌ از اين‌ مسئله‌ با سرافرازي‌ بيرون‌ خواهيد آمد.از تجربه‌ و آزمايش‌ هيچ‌گاه‌ نبايد ترسيد، بهترين‌فرصت‌ براي‌ مطالعه‌ است‌، روزهايتان‌ را جدي‌بگيريد. ماموريت‌ شما در زندگي‌ تغيير دادن‌ جهان‌نيست‌، شما مامور تغيير خويشتن‌ هستيد


  اسفند
پس‌ از موفقيتي‌ كه‌ انشاءا... به‌ دست‌ خواهيدآورد، در زمينه‌هاي‌ كاري‌ خودتان‌ ممكن‌ است‌ديگران‌ در اين‌ باره‌ به‌ حسادت‌ و كنكاش‌ در اين‌خصوص‌ بپردازند. فقط بايد به‌ خداوند پناه‌ برد واز او استعانت‌ خواست‌. از مسئوليت‌هايي‌ كه‌ برعهده‌ شما گذاشته‌ شده‌ نبايد فرار كرد. پس‌ از يك‌دوران‌ سختي‌ و دشوراي‌، دوران‌ آساني‌ فراخواهد رسيد. در هيچ‌ كاري‌ نبايد شتاب‌ كرد،حوادثي‌ اتفاق‌ مي‌افتد كه‌ اثري‌ منفي‌ بر شماخواهد گذاشت‌. هفته‌اي‌ را كه‌ در پيش‌ روي‌داريد پر از كار وكوشش‌ است‌ بهتر است‌،توانمندي‌هاي‌ خودتان‌ را دستكم‌ نگيريد و به‌خود كاملا اطمينان‌ و اعتماد داشته‌ باشيد. ترديدهارا از خود دور كنيد و پيشگام‌ باشيد. براي‌ حفظمنافع‌ خود بايد رنج‌هاي‌ بسياري‌ را به‌ جان‌ خريد،اطمينان‌ داشته‌ باشيد خبرهاي‌ خوشحال‌كننده‌اي‌ دريافت‌ مي‌كنيد كه‌ برايتان‌ بسيار قابل‌توجه‌ است‌. وضعيت‌ مالي‌ شما بسيار خوب‌ خواهدشد، نگذاريد فرصت‌هاي‌ كاريتان‌ از دست‌ برود،از تمامي‌توان‌ خود استفاده‌ نمي‌كنيد. هفته‌اي‌ راآغاز خواهيد كرد كه‌ تماما فرصت‌هاي‌ طلايي‌برايتان‌ گنجانده‌ شده‌ است‌. از ديروز بياموزيدبراي‌ امروز زندگي‌ كنيد و اميد به‌ فرداي‌سعادتمند داشته‌ باشيد.

 

مشخصات كلي متولدين خرداد ماه:

اهل تنوع ، واقعاْ باهوش ، سريع‌الانتقال ،  غير پايدار ، عاشق كارهاي فكري ، كنجكاو ، پرانرژي ، داراي شخصيّت دوتايي ، بي‌ثبات ، دمدمي مزاج ، هرگز كار را تمام نمي‌كند ، عاشق مسافرت ، معاشرتي ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبيق با هر محيط ، پي به اسرار مي‌برد ، نا آرام ، در جستجوي مطالب جديد ، واقعاْ با سليقه ، ماهر ، داراي قدرت فكري زياد ، آدم شناس ، عاشق برنامه‌هاي كوتاه‌مدت ، منطقي ، عاشق حركت ، متنفّر از تقلّب ، عاشق كامپيوتر ، از كار طولاني خسته مي‌شود، عاشق شطرنج ، زود جوش ، در يك‌جا بند نمي‌شود ، نرم و غيرمستقيم حرف مي‌زند ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، عاشق جمع مردم ، رنگارنگ ، داراي قوّه تخيّل زياد ، خوش سر و زبان ، ماجراجو و بي ثبات ، شيك پوش ، غير حسود ، گاهي شاد و گاهي غمگين ، گاهي پر حرف و گاهي خاموش ، نكته سنج ، اهل هنر ، خواهان وفاداري ، كم حرف ، آب زير كاه ، اهل معاشرت ، رويائي ، بي قرار ، اصلاْ رويش حساب نكنيد ، ميل ندارد كسي از كارش سر در بيارد ، با انصاف ، بدقول ، اهل زخم زبان ، گاهي لجباز ، عاشق غذاهاي تند.

 

مرد متولد خرداد

با ذوق، هنر دوست، غير حسود و كمي بدقول، براي فرزندان پدري نرم و مهربان، در زناشوئي و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجرا، خوش صحبت است، علاقه دارد كه مرموز جلوه كند، گاهي اهل زخم زبان، كنايه و آزار است. از شنيدن انتقاد از رفتار عاشقانه‌اش بيزار است.

 

زن متولد خرداد

زني با چند شخصيت گوناگون، با قوه تخيل بالا، خوش سر و زبان و با سليقه، ماجرا دوست و بي‌ثبات، خيلي بيش از اينكه طالب عصبانيت شما باشد به شفقت شما نياز دارد. عاشق تغيير و تحول است. مادري است شاد و خندان و بچه‌هايش مانند خودش خود مختارند و روي پاي خود مي‌ايستند.


نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |

شرح‌ ماجرا از زبان‌ جسدی که پس‌ از 45 دقيقه‌ زنده‌ شد! 

 

شرح‌ ماجرا از زبان‌ جسدی که پس‌ از 45 دقيقه‌ زنده‌ شد!

اختلاف‌ نظرات‌ زيادي‌ در زمينه‌ يادآوري‌خاطرات‌ زمان‌ مرگ‌ توسط كساني‌ كه‌ تجربه‌ مرگ‌داشته‌اند وجود دارد. عده‌اي‌ اين‌ يادآوري‌ رانوعي‌ توهم‌ مي‌دانند كه‌ البته‌ با دلايل‌ محكم‌ علمي‌مي‌توان‌ آن‌ را ثابت‌ كرد كه‌ وقتي‌ فقط چند دقيقه‌(حدود 4 دقيقه‌) اكسيژن‌ به‌ مغز نرسد، فرد دچارمرگ‌ مغزي‌ مي‌شود و فعاليت‌هاي‌ مغز متوقف‌مي‌شود. پس‌ ديگر توهم‌، معنا
نداشته‌ و اين‌ فرض‌رد مي‌شود. اين‌ جاست‌ كه‌ بار ديگر علم‌ در برابرقدرت‌ و جلال‌ پروردگار خاموش‌ مي‌شود و فقطنظاره‌گر شگفتي‌ها مي‌ماند. اين‌ بار نشانه‌اي‌ ديگراز (خداوند حي‌) را در مورد يكي‌ از هموطنان‌خود نقل‌ مي‌كنم‌. باشد كه‌ چشم‌ها آن‌چه‌ را كه‌بايد ببيند و بشنود، دريابند و بدانند كه‌ (او) هميشه‌زنده‌ است‌ و در همه‌ جا حضور دارد...

و آن‌ روز...
طبق‌ اظهارات‌ پرستار 36 ساله‌ بخش‌آي‌سي‌يو بيمارستان‌ امام‌ خميني‌، (محمدشفيعي‌) متولد 1327 در آي‌ سي‌ يو دچار ايست‌قلبي‌ شد و در حدود چهل‌ و پنج‌ دقيقه‌ تا يك‌ساعت‌ روي‌ ايشان‌ عمليات‌ سي‌ پي‌ آر (احياءقلبي‌- ريوي‌) انجام‌ شد، ولي‌ چون‌ نتيجه‌اي‌نداشت‌ بيمار فوت‌ شده‌ اعلام‌ گرديد و تمام‌دستگاه‌ها را از او قطع‌ كردند تا آن‌ كه‌ بعد ازگذشتن‌ زماني‌ نسبتا طولاني‌ خانم‌ (دكتر صداقت‌)براي‌ امضا كردن‌ جواز دفن‌ به‌ آن‌ جا آمد و درعين‌ ناباوري‌ ضربان‌ بسيار ضعيفي‌ را حس‌ كرد و به‌سرعت‌ سي‌ پي‌ آر شروع‌ شد و جسد پس‌ از 45دقيقه‌ زنده‌ شد!

شرح‌ ماجرا را از زبان‌ خود بيمار
احساس‌ خستگي‌ مفرط مي‌كردم‌، حسي‌ شبيه‌ به‌زجر، مدت‌ زيادي‌ طول‌ نكشيد تا تبديل‌ به‌ يك‌حس‌ عميق‌ لذت‌ بخش‌ شد... دلم‌ غش‌ مي‌رفت‌!يك‌ خوشي‌ بسيار دلپذير... در فضا رها شدم‌. دراتاق‌ پرستاران‌ را ديدم‌ كه‌ روي‌ كسي‌ خم‌ شده‌اندو در حال‌ ماساژ قلبي‌،... هستند. اول‌ متوجه‌ نشدم‌او كيست‌ ولي‌ بعد كه‌ چهره‌ او را ديدم‌ به‌ شدت‌ جاخوردم‌! خودم‌ بود... زمان‌ برايم‌ صفر شده‌ بود،انگار همه‌ جا حضور داشتم‌ در همان‌ لحظه‌، لحظه‌تولدم‌ را ديدم‌، مادرم‌ را ديدم‌ كه‌ در حال‌ به‌ دنياآوردن‌ من‌ بود. بعد خودم‌ را آنجا ديدم‌ كه‌خوابيده‌ بودم‌. دكترها و پرستارها كنار رفته‌بودند. من‌ مرده‌ بودم‌. ديدم‌ كه‌ چشمان‌ و شست‌پاهايم‌ را بستند و ملحفه‌ را روي‌ صورتم‌ كشيدند.يكدفعه‌ بالاي‌ سرم‌ فردي‌ را ديدم‌ كه‌ نمي‌شدتشخيص‌ داد زن‌ است‌ يا مرد. بلند قد وخوش‌اندام‌، او به‌ قدري‌ زيبا بود كه‌ بي‌اغراق‌ درهمان‌ لحظه‌ عاشقش‌ شدم‌! حيف‌ كه‌ نمي‌توانم‌زيبايي‌ او را وصف‌ كنم‌! در تمام‌ عمرم‌ كسي‌ را به‌اين‌ زيبايي‌ نديده‌ بودم‌. لباس‌ كرم‌ رنگ‌ بر تن‌داشت‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ پارچه‌اي‌ سفيد انداخته‌بود. به‌ من‌ گفت‌: چي‌ شده‌؟ (به‌ زبان‌ فارسي‌)،گفتم‌: پدرم‌ را مي‌خواهم‌. گفت‌: بيا پدرت‌ اين‌جاست‌، پدرم‌ را ديدم‌ كه‌ بالاي‌ بسترم‌ گريه‌مي‌كند. هرچه‌ صدايش‌ زدم‌، صدايم‌ را نشنيد، بعدفهميدم‌ كه‌ فقط او مي‌تواند صداي‌ مرا بشنود.گفتم‌: به‌ نظرم‌ او همان‌ كسي‌ بود كه‌ ما (عزرائيل‌)مي‌ناميم‌ يا شايد رشته‌ مرگ‌، با آن‌ فرد جاي‌رفتيم‌. مردي‌ را ديدم‌ كه‌ نشسته‌ بود و آن‌ فرد زيبابسيار به‌ او احترام‌ مي‌گذاشت‌. 5 گوي‌ نوراني‌ دراطرافش‌ بود ولي‌ نور آنها چشم‌ را آزار نمي‌داد.يك‌ گوي‌ را به‌ سمت‌ من‌ گرفت‌. فرد زيبا رو به‌ من‌گفت‌: بگيرش‌. تا گرفتم‌ خود را در I.C.U ديدم‌ كه‌دكتري‌ با دستگاه‌ الكترو شوك‌ مشعول‌ شوك‌دادن‌ به‌ قلب‌ من‌ بود. جالب‌ آن‌ بود كه‌ در طي‌آن‌ چند روز ما در I.C.U 5 نفر بوديم‌ كه‌ آن‌ 4نفر مردند. البته‌ من‌ هم‌ مردم‌ ولي‌ باز زنده‌ شدم‌.!
از او پرسيدم‌:
- آيا قبل‌ از اين‌ تجربه‌ متوجه‌ شده‌ بوديد كه‌نزديك‌ مرگ‌ هستيد؟
شفيعي‌: بله‌. وقتي‌ آخرين‌ بار در خانه‌ بودم‌،قبل‌ از آن‌ كه‌ وارد مرحله‌ بيهوشي‌ شوم‌، حس‌مي‌كردم‌ دنيا دارد تيره‌ مي‌شود. حس‌ مي‌كردم‌چيزي‌ رو به‌ اتمام‌ است‌ 4 دختر و همسرم‌ را طورديگري‌ مي‌ديدم‌. انگار تصاويري‌ در غروب‌ بودند!مي‌دانستم‌ وقت‌ رفتنم‌ است‌.
- آيا در لحظات‌ اول‌ تجربه‌ مرگ‌، حساس‌ترس‌ يا تنهايي‌ نكرديد؟
شفيعي‌: اصلا! آن‌ قدر حس‌ خوبي‌ بود كه‌مي‌توانم‌ راجع‌ به‌ آن‌ توضيح‌ بدهم‌...
- فكر مي‌كنيد اين‌ بازگشت‌ براي‌ شما چه‌پيامي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ است‌؟
شفيعي‌: خوب‌ باش‌، خوب‌ رفتار كن‌، خوب‌زندگي‌ كن‌... و فكر مي‌كنم‌ بعد از آن‌ اگر كسي‌اعتقاد به‌ دنياي‌ پس‌ از مرگ‌ نداشته‌ باشد من‌مي‌توانم‌ آن‌ را ثابت‌ كنم‌! جالب‌ آن‌ كه‌ بعد از اين‌ماجرا دوستان‌ و همكارانم‌ نيز تغييراتي‌ اساسي‌ درمن‌ حس‌ مي‌كردند. حضور من‌ براي‌ آنها نشانه‌اي‌از قدرت‌ خداوند بود.
- فكر مي‌كني‌ چرا اين‌ اتفاق‌ براي‌ شما افتاد وچرا براي‌ ديگران‌ پيش‌ نمي‌آيد؟
شفيعي‌: دليل‌ آن‌ را به‌ خوبي‌ نمي‌ دانم‌ ولي‌شايد مربوط به‌ آن‌ باشد كه‌ من‌ در تمام‌ عمرم‌سعي‌ام‌ بر آن‌ بوده‌ كه‌ كسي‌ را آزار ندهم‌ و بدكسي‌ را نخواهم‌ و اگر به‌ كسي‌ كمكي‌ مي‌كنم‌ آن‌ راپنهاني‌ انجام‌ دهم‌.
-ديد شما نسبت‌ به‌ مرگ‌ قبل‌ از اين‌ اتفاق‌چگونه‌ بود و بعد از اين‌ اتفاق‌ چه‌ تغييري‌ كرد؟
شفيعي‌: من‌ قبل‌ از اين‌ اتفاق‌ واقعا از مرگ‌مي‌ترسيدم‌. يادم‌ مي‌آيد هر وقت‌ به‌ قبرستان‌مي‌رفتم‌ سعي‌ مي‌كردم‌ به‌ صورت‌ جسد يا داخل‌قبر نگاه‌ نكنم‌. ولي‌ باور كنيد الان‌ اگر مرا بين‌ 10جسد بگذارند خيلي‌ راحت‌ مي‌خوابم‌؟ و احساس‌بسيار خوشايندي‌ نسبت‌ به‌ مرگ‌ دارم‌!
- آيا دوست‌ داريد اين‌ تجربه‌ دوباره‌ تكرارشود؟
شفيعي‌: اي‌ كاش‌ روزي‌ هزار بار برايم‌ تكرارشود! چنان‌ لذت‌ بخش‌ بود كه‌ حد نداشت‌، دلم‌مي‌خواهد آن‌ فرد زيبا را ببينم‌ و آن‌ حس‌ رادوباره‌ تجربه‌ كنم‌. مرگ‌ هديه‌اي‌ است‌ كه‌ خدا به‌بنده‌اش‌ مي‌دهد!
- بعد از اين‌ تجربه‌ چه‌ تغييراتي‌ در تصور ودرك‌ شما از خداوند پيش‌ آمد؟
شفيعي‌: علاقه‌ام‌ به‌ او خيلي‌ بيشتر شد و دركنارش‌ خيلي‌ هم‌ خدا ترس‌ شده‌ام‌. در ضمن‌بيشتر با او حرف‌ مي‌زنم‌، حتي‌ وقت‌ رانندگي‌،وقت‌ راه‌ رفتن‌، وقت‌ خوردن‌ به‌ ياد او هستم‌! واين‌ جمله‌ لاحول‌ و لاقوه‌ الا به‌ ا... العلي‌ العظيم‌ رابسيار تكرار مي‌كنم‌.
- با او خداحافظي‌ كردم‌ و جمله‌اي‌ از ايليا(م‌) كه‌ در كتاب‌ روياي‌ راستين‌ خوانده‌ بودم‌ درذهنم‌ مي‌درخشيد:
(... و شما اي‌ زندگان‌ از نور زنده‌ بارور شويد وكودك‌ الهي‌ را در درون‌ خود بپرورانيد و براي‌فارغ‌ شدن‌ از خود آماده‌ شويد. منتظر زاييدن‌ملكوت‌ الهي‌ در خود باشيد و براي‌ تولد دوباره‌مهيا شويد...)
شفيعي‌ و همسرش‌ مي‌گويند:
محمد علي‌ شفيعي‌ اهل‌ هفتگل‌ حوزستان‌ است‌اندامي‌ متوسط وموهايي‌ جو گندمي‌ صورتي‌باريك‌ و كشيده‌ و چشماني‌ ريز و پوستي‌ نسبتا تيره‌دارد.
او بر اثر بي‌ توجهي‌ به‌ سرما خوردگي‌ دچارآنفلونزا و در نهايت‌ ذات‌ الريه‌ شد. او مي‌گويد:روز جمعه‌ بود كه‌ در منزل‌ بودم‌، احساس‌ خفگي‌مي‌كردم‌ به‌ مجتمع‌ پزشكي‌ سازمان‌ آب‌ و برق‌خوزستان‌ رفتم‌ و در نهايت‌ به‌ بيمارستان‌ امام‌خميني‌ منتقل‌ شدم‌. چهل‌ روز در آي‌ سي‌ يو و 22روز دركما بودم‌ 75 روز در بخش‌ بودم‌... طي‌دوران‌ كما يك‌ بار فوت‌ كردم‌ احساس‌ سبكي‌كردم‌ و خود را ميان‌ زمين‌ و آسمان‌ ديدم‌ انجابودم‌ كه‌ متوجه‌ شدم‌ پزشكان‌ و پرستاران‌ دارندروي‌ جسم‌ من‌ كار مي‌كنند.
شفيعي‌ مي‌گويد: با شوك‌ الكتريكي‌ روي‌ من‌كار مي‌كردند نتيجه‌ نداد مرا كفن‌ پوش‌ كردن‌مدت‌ 45 دقيقه‌ در كفن‌ بودم‌...
همسرم‌ برايم‌ آش‌ نذري‌ درست‌ كرده‌ بود او به‌همراه‌ ساير اعضاي‌ خانواده‌ مشغول‌ پخش‌ آش‌در محله‌ بود كه‌ برادرم‌ با منزل‌ تماس‌ گرفت‌ و خبرمرگم‌ را اعلام‌ كرد مراسم‌ آش‌ نذري‌ تبديل‌ به‌ يك‌مراسم‌ شيون‌ و زاري‌ شد... اين‌ شيون‌ و زاري‌ تنها50 دقيقه‌ طول‌ كشيد چرا كه‌ دوباره‌ با خانواده‌تماس‌ گرفتند و اعلام‌ كردند كه‌ من‌ زنده‌ شدم‌.
زماني‌ در اصطلاح‌ پزشكي‌ خود را شكلات‌ پيچ‌(كفن‌ پوش‌) ديدم‌، زنده‌ بودن‌ را احساس‌ كردم‌...به‌ خيال‌ خودم‌ فرياد مي‌زدم‌ كه‌ اشتباه‌ مي‌كنيددستگاه‌ها را ازمن‌ جدا نكنيد اين‌ كفن‌ را باز كنيدمن‌ زنده‌ام‌ اما كسي‌ نمي‌شنيد همان‌ لحظه‌ خود راروي‌ تخت‌ ديدم‌ از خودم‌ به‌ شدت‌ متنفر بودم‌...
سفر مرگ‌ خود را فقط خودم‌ درك‌ مي‌كنم‌.
همسر محمد شفيعي‌ مي‌گويد نذر كرده‌ بودم‌ كه‌همسرم‌ شفا پيدا كند كه‌ خبر فوت‌ او در روز تولدامام‌ علي‌ (ع‌) به‌ ما اطلاع‌ داده‌ شد در نهايت‌ بارديگر اطلاع‌ دادند كه‌ محمد زنده‌ است‌... در يكي‌از روزها براي‌ ملاقات‌ او به‌ همراه‌ تمام‌ اهل‌خانواده‌ به‌ ديدار محمد رفتيم‌...
در همان‌ روز بود كه‌ پدرش‌ دستمالي‌ را ازجيب‌ خود دراورد كه‌ بلافاصله‌ محمد با مشاهدآن‌ دستمال‌ شروع‌ به‌ گريه‌ كرد از او پرسيدم‌ چراگريه‌ ميكني‌ و در آن‌ زمان‌ بود كه‌ محمد جريان‌مرگ‌ خود را و ديدار با مرد سفيد پوش‌ را توضيح‌داد.
همسر محمد شفيعي‌ به‌ تاثيرات‌ اين‌ معجزه‌پرداخت‌ و گفت‌ من‌ اعتقادات‌ مذهبي‌ را باوردارم‌ معتقدم‌ تا خداوند سبحان‌ نخواهد هيچ‌برگي‌ از درختي‌ نمي‌افتد طي‌ مدت‌ بيماري‌محمد مدام‌ به‌ ائمه‌ اطهار متوسل‌ مي‌شدم‌ اكنون‌كه‌ اين‌ معجره‌ را ديدم‌ اعتقاداتم‌ صد برابر شده‌است‌.

 

نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |

عجيب ‌ترين‌ ساختمان ‌هاي‌ دنيا در هزار سوم 

 

عجيب ‌ترين‌ ساختمان ‌هاي‌ دنيا در هزار سوم

در دنيا ساختمان‌هاي‌ جديدي‌ ابداع‌ و توسطمهندسين‌ طراحي‌ شده‌ است‌ كه‌ از آن‌ به‌ عنوان‌عجيب‌ترين‌ ساختمان‌هاي‌ دنيا در هزاره‌ سوم‌ يادمي‌كنيم‌.

خانه‌ رقصان‌
از كنار اين‌ خانه‌ كه‌ رد مي‌شويد واقعا توجهتان‌به‌ آن‌ جلب‌ مي‌شود (خانه‌ رقصان‌) يكي‌ ازبحث‌برانگيزترين‌ خانه‌هاي‌ (پراگ‌) مي‌باشد كه‌يك‌ آرشيتكت‌ كاليفرنيايي‌ آن‌ را طراحي‌ كرده‌است‌. انگار او وقتي‌ درحال‌ كشيدن‌ نقشه‌ آن‌ بوده‌در توهم‌ به‌ سر مي‌برده‌ است‌.


ساختمان‌ رباتي‌
(بانك‌ آسيا) يك‌ ساختمان‌ بسيار مشهور دربانكوك‌ است‌. اين‌ ساختمان‌ سال‌ها پيش‌ يعني‌ درسال‌ 1985 احداث‌ شد و ظاهر ربات‌ مانند آن‌سمبل‌ مدنيزه‌ شدن‌ نظام‌ بانكي‌ است‌. از لحاظساختماني‌ امكان‌ آن‌ وجود دارد كه‌ اين‌ بنا راتبديل‌ به‌ يك‌ (مگاربات‌) نمايند. در آن‌ صورت‌اگر روزي‌ گودزيلا تصميم‌ بگيرد صورت‌ سبز خودرا به‌ اهالي‌ بانكوك‌ نشان‌ دهد، مسلما از اين‌عمارت‌ عظيم‌ خواهد ترسيد.


خانه‌ ريپلي‌
اگر كسي‌ آن‌ را براي‌ نخستين‌ بار ببيند احتمالافكر مي‌كند اين‌ خانه‌ در اثر يك‌ زمين‌لرزه‌ به‌ اين‌صورت‌ درآمده‌ است‌. ولي‌ اين‌ طور نيست‌. اين‌ساختمان‌ درست‌ شبيه‌ به‌ عمارت‌ معروف‌ ريپلي‌است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ نمادي‌ از زمين‌لرزه‌ سال‌ 1812كه‌ شدت‌ آن‌ 8 ريشتر محاسبه‌ شده‌ بود، ساخته‌شده‌ است‌. گفته‌ مي‌شود كه‌ بيشترين‌ عكس‌ دنيا ازاين‌ عمارت‌ گرفته‌ شده‌ است‌.


عمارت‌ ويلسون‌
اين‌ ساختمان‌ كه‌ به‌ نوعي‌ مدرنيزه‌ مي‌باشد، درحقيقت‌ بين‌ سال‌هاي‌ 1971 و 1974 بنا شده‌است‌. طرح‌ منحصر به‌ فرد عمارت‌ ويلسون‌ مصداق‌كامل‌ يك‌ سبك‌ معماري‌ مي‌باشد و نشان‌برجسته‌اي‌ براي‌ اتصال‌ زمين‌ به‌ آسمان‌ است‌. دراين‌ ساختمان‌ چندين‌ آزمايشگاه‌، اداره‌ و مجتمع‌فضايي‌ داير مي‌باشد و بيش‌ از 1500 دانشمند درآن‌ مشغول‌ به‌ كار هستند. تا به‌ حال‌ انواع‌ و اقسام‌آزمايشات‌ عجيب‌ و غريب‌ نيز در آن‌ جا انجام‌گرفته‌ است‌.


زاويه‌ 135 درجه‌
اين‌ خانه‌ عجيب‌ هيچ‌ اسم‌ و رسمي‌ ندارد، ولي‌داراي‌ زاويه‌ 135 درجه‌ است‌. به‌ همين‌ خاطرنام‌ آن‌ را خانه‌ زاويه‌ 135 درجه‌ گذاشته‌ايم‌.متاسفانه‌ تنها اطلاعاتي‌ كه‌ در مورد آن‌ داريم‌ اين‌است‌ كه‌ در چين‌ يا ژاپن‌ بنا شده‌ و شيرواني‌ آن‌ به‌رنگ‌ صورتي‌ كمرنگ‌ مي‌باشد و در زاويه‌ 135درجه‌ قرار دارد.


هتل‌ سوفيتل‌
طرح‌ منحصر به‌ فرد اين‌ هتل‌ از روي‌ معابرباستاني‌ ژاپن‌ گرفته‌ شده‌ است‌. اين‌ هتل‌ كه‌ نام‌كامل‌ آن‌ (هتل‌ توكيو سوفيتل‌) مي‌باشد بيش‌ از72 اتاق‌ و 11 سوئيت‌ دارد و داراي‌ سه‌ طبقه‌مخصوص‌ غيرسيگاري‌هاست‌ و همچنين‌ 5 سالن‌كنفرانس‌ و اتاق‌ ملاقات‌ كلاس‌ بالا و پيشرفته‌ درآن‌ موجود است‌. ولي‌ اگر از من‌ بپرسيد مي‌گويم‌كسي‌ كه‌ بخواهد پا در اين‌ هتل‌ حيرت‌انگيزبگذارد بايد بايد كيسه‌اي‌ پول‌ همراه‌ خود داشته‌باشد.


ساختمان‌ مثلثي‌
نمي‌دانيم‌ در يك‌ خانه‌ اين‌ شكلي‌ چه‌ كارمي‌شود كرد. اين‌ ساختمان‌ مثلثي‌ فقط به‌ اين‌منظور ساخته‌ شده‌ است‌ كه‌ توجه‌ همه‌ را به‌ خودجلب‌ كند و انسان‌ را به‌ حيرت‌ و تفكر بيندازد. دراين‌ باره‌ سوالات‌ بسياري‌ به‌ مغزمان‌ خطورمي‌نمايد.


خانه‌ فضايي‌ آسترا
اين‌ ساختمان‌ جالب‌ در واقع‌ يك‌ كارخانه‌ درهامبورگ‌ آلمان‌ است‌. حتما طبقه‌هاي‌ اصلي‌ آن‌روي‌ اين‌ پايه‌ لاغر و باريك‌ هميشه‌ در نوسان‌هستند هم‌ اكنون‌ اين‌ ساختمان‌ بي‌نظير ويران‌شده‌ است‌.


خانه‌ سر و ته
با اين‌ خانه‌ كه‌ (آثار عجيب‌) نام‌ دارد، سفري‌ به‌دنياي‌ ناشناخته‌ها بكنيد. اين‌ بنا تنها جاذبه‌توريستي‌ وارونه‌ در مركز فلوريداست‌ و جاي‌سرگرم‌كننده‌اي‌ براي‌ تفريح‌ مي‌باشد. در اين‌خانه‌ عجيب‌، بيش‌ از صد نمايشگاه‌ عجيب‌تر براي‌ديدن‌ شما خانواده‌ها داير شده‌ است‌. ولي‌ وقتي‌وارد آن‌ جا مي‌شويد مراقب‌ خودتان‌ باشيدچون‌ معلوم‌ نيست‌ سالم‌ بيرون‌ بياييد.


خانه‌ خميده
باور مي‌كنيد كه‌ داريد به‌ يك‌ خانه‌ واقعي‌ نگاه‌مي‌كنيد؟ خانه‌ خميده‌ در سال‌ 2004 ساخته‌ شدو در واقع‌ به‌ يك‌ مركز تجاري‌ تبديل‌ شد اين‌ خانه‌يك‌ جاذبه‌ توريستي‌ مهم‌ در شهر (سوپات‌) واقع‌در لهستان‌ است‌، اما نمي‌دانيم‌ اگر كسي‌ يك‌ بارشكستني‌ همراه‌ خود داشته‌ باشد، در اين‌ خانه‌ چه‌اتفاقي‌ برايش‌ مي‌افتد؟

 

 

نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |

گزارشی از پشت صحنه زندگي به شرط خنده 

 

پشت صحنه زندگي به شرط خنده و بازيگران آن

يه نود قسمتي ديگه اما به شرط خنده اين مجموعه هر شب ساعت 21 از شبكه پنجم سيما و در خيلي از شبكه هاي استاني كشور پخش مي شود و مخاطبان زيادي را مقابل تلويزيون مي نشاند .
تصميم گرفتيم يك گزارش هنري براي شما تهيه كنيم . گزارشي كه بازيگران مطرحي در آن ايفاي نقش مي كنند كه شما از آنها خاطرات زيادي داريد ... پلاك 4 يكي از خيابانهاي شمال شهر تهران ميزبان اين گروه است . خانه اي بزرگ با درختان سر به فلك كشيده و استخري زيبا به همراه اتاق هاي بزرگ ... همه در انجا مي خندند و زندگي را ساده مي گيرند چرا كه بايد زندگي راساده و گرنه مشكلات بر شما فايق مي آيد و كمر شمارا خم خواهد كرد ... زندگي به شرط خنده نشان داد كه مهدي مظلومي كه در اين حرفه كار بلد است و مي تواند از بازيگرانش به راحتي بازي بگيرد... آنچه كه خواهيد خواند مختصري در رابطه با بازيگران اين مجموعه است ، همچنين گزارشي از پشت صحنه ... تصاويري كه خواهيد ديد عكس هاي اختصاصي بازيگران اين مجموعه است ... به زندگي لبخند بزنيد ...

درباره مهدي مظلومي و ساخته‌هايش:
مخاطب تلويزيون با در اختيار داشتن حدود هفت كانال وطني و تعداد زيادي كانال غير وطني هميشه قدرت انتخاب زيادي براي تماشاي آنچه كه به دنبال آن است دارد. يكي از چيزهايي كه هميشه براي مخاطبان تلويزيون اهميت زيادي دارد،
بازيگراني هستند كه در يك فيلم و سريال تلويزيوني يا سينمايي ايفاي نقش مي‌كنند. آنها هميشه اين امتياز را دارند كه عكسشان در ابعاد برزگ بر روي پرده سينما چاپ مي‌شود و اسمشان در عنوان بندي فيلم‌ها درشت‌تر از اسامي ديگر مي‌آيد. بهر حال چه بخواهيم و چه نخواهيم اين چهره و نوع بازي بازيگران است كه معمولا در ذهن اكثر مخاطبان تلويزيون نقش مي‌بندد و باعث مي‌شود آنها مخاطب كاري بشنود.
زندگي به شرط خنده يا همان سريالي كه هر شب بعد از يك روز پر كار و خسته كننده وقتي به خانه باز مي‌گرديد از شبكه پنج سيما شاهد آن هستيد؛ اثري است كه بخش زيادي از انرژي خود را از بازيگراني مي‌گيرد كه در آن ايفاي نقش كرده‌اند. اين سريال ابتدا با نام « به گيرنده ها دست نزنيد ، اشکال از ماست!» مقابل دوربين رفت. نامي عجيب و غريب كه البته شباهت زيادي به ساخته‌هاي قبلي كارگردان آن مهدي مظلومي داشت. بدون شرح، بانكي‌ها و كمربندها را ببنديم كه حتما يادتان هست؟

اين كارگردان كه با سريال تازه خود صاحب چهار اثر طنز نود شبي در كارنامه حرفه‌اي خود شده فعاليتش را با كارگرداني تلويزيوني و تدوين سريال‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني آغاز كرد و شهرت عمده او هم به دليل همكاري با دو كارگردان مطرح اين عرصه يعني مهران مديري و مهران غفوريان بود. البته مظلومي از جايي به بعد تصميم مي‌گيرد تا به شكل مستقل كار كند كه نتيجه اين تلاش ساخت برنامه نمايشي بدون شرح در شبكه سه سيما مي‌شود. سريالي كه داستان آن در يك هفته نامه به نام « شهر قشنگ» رخ مي‌داد كه چند خانواده عجيب و غريب با همت و تلاش خود آن را منتشر مي‌كردند. نشريه‌اي كه اگرچه به اندازه مجله خانواده سبز پر مخاطب نبود! اما ماجراهاي دست اندركاران آن گاه بيننده را از خنده به سرفه مي‌انداخت. مجله‌اي با آقاي كاووسي كه چند تكه كلام داشت: ناهيد خانوووووم.... ديجيتالم كجا بود؟
بعد از موفقيت آن سريال مظلومي در سريال بعدي خود به شبكه دو سيما رفت تا قصه خانواده‌اي را روايت كند كه همگي در يك بانك كار مي‌كردند. سريالي با نام بانكي‌ها كه البته موفق از كار در نيامد. شايد بتوان يكي از ويژگي‌هاي كارهاي مهدي مظلومي در زمينه طنز را « تلاش براي ايجاد موقعيت طنز» دانست. او كمتر به سراغ طنز كلامي و شكلكك درآوردن در كارهايش رفته و بيشتر تلاش كرده تا موقعيتي را ايجاد كند كه باعث خنده مخاطب شود. او در انتخاب شخصيت‌هايش هم هيچ وقت يك شخصيت كمدي را به نمايش نمي‌گذارد. بازيگران سريال‌هاي او در عين جدي بودن براي خودشان آدمهايي خنده دار هستند. اين مساله در برخي از كارهاي او خوب جواب داده و در بعضي ديگر به نتيجه خوبي نرسيده است كه بانكي‌ها نمونه ناموفق آن است. اگر در سريال بدون شرح وجود آن آدمهاي عجيب و غريب در يك نشريه باعث خنده مخاطب مي‌شد در بانكي‌ها انتخاب آن فضا كار را براي او سخت كرد و باعث شد تا مخاطب جنس روابطي را كه در آن بانك رخ مي‌دهد به هيچ وجه باور نكند.
مظلومي در سريال كمربندها را ببنديم باز هم الگوي موفق كار اول خود را تكرار كرد و اين باعث شد تا سريال او باز هم اثر پر طرفداري باشد. شايد بتوان اين مساله را وجه مشترك كارهاي او دانست كه در همه آنها با انتخاب يك محل عجيب و غريب و در عين حال جدي براي وقوع حوادث داستان، ماجراهاي خود را روايت مي‌كند. اين مكان يك بار دفتر يك مجله بود، يكبار يك بانك، يكبار يك فرودگاه و حالا هم يك خانه.
درباره سريال تازه او حتما در خبرهاي قبلي خوانديد كه «داستان آن درباره شخصي به نام دکتر افشار است که سالهاست خارج از ايران زندگي مي‌کند. او روزي در فيلمي ايراني خانه خودش را مي بيند که آن را به سرايدارش تيمور سپرده بود. كمي پرس و جو مي‌كند تا متوجه مي‌شود که تيمور بدون اجازه او خانه اش را به گروههاي فيلمبرداري اجاره مي دهد. اين کار تيمور يعني اجاره دادن خانه به گروههاي مختلف براي همسايه ها مزاحمت ايجاد مي کند و آنها با گروههاي فيلمبرداري هم درگير مي شوند. براي همين شخصي به اسم «ازگليان» که مدير سازمان هنري «دايره سياست گذاري گرايش هاي امور هنري» با اسم مخفف «دسگاه» است وارد قصه مي شود اما به جاي اين که مشکلات را حل کند ، مشکلات جديدي را اضافه مي کند.» اگر شما اين مجموعه را تا امروز دنبال كرده باشيد حتما مي‌بينيد كه اين خلاصه داستان ابتدايي شبيه آن چيزي كه اين روزها مي‌بينيد نيست. البته گاهي سر و كله گروه‌هاي هنري به اين خانه مي‌افتد اما مظلومي ترجيح داده تا با پرداختن به روابط ميان آدمهاي قصه خود كه ساكن اين خانه هستند قصه خود را روايت كند.
مظلومي در سه ساخته قبلي خود معمولا يك شخصيت را به عنوان شخصيت محوري در نظر مي‌گرفته و شخصيت‌هاي بعدي را در نسبت با او تعريف مي‌كرده است. به تعبيري ديگر او متوجه يك نكته مهم شده و آن اين است كه « اگر قرار است طنزي بگيرد لازمه آن اين است كه يك شخصيت قوي محوري داشته باشد. البته لازم نيست اين شخصيت در همان كار شكل بگيرد، بلكه كافي است كه بيننده از آن شخصيت سابقه ذهني داشته باشد.» در سريال كمربندها را ببنديم او از همين فرمول استفاده كرد و شخصيتي كه فتعلي اويسي نقش او را ايفاء كرد، دقيقا همان شخصيت آقاي كاووسي بدون شرح بود. او اين فرمول را اينبار هم در سريال زندگي به شرط خنده تكرار كرده است و دقيقا شخصيت خشايار مستوفي از سريال زير آسمان شرح را انتخاب كرده و به اين سريال آورده است. اين شخصيت محوري در كنار ديگر شخصيت‌ها با چند داستاني كه حتما هم داستان‌هايي تازه و نو نيست، همه چيزي است كه اين شب‌ها بعد از ساعت 21 از شبكه پنج مي‌بينيم. البته كم كم نويسندگان جديد مجموعه متن‌هايي تازه مي‌نويسند و خبرهايي درباره حضور بازيگران تازه در اين سريال مي‌خوانيم. محمد شيري يكي از آنهاست. البته در خبرهاي قبلي از حضور فتعلي اويسي هم چيزهايي خوانده بوديم كه تا امروز خبري نشده است.



رضا داوود نژاد
داوود نژادها ديگر تبديل به يك خانواده مفصل سينمايي ـ تلويزيوني شده‌اند. پدر، عمو، خواهر و مادر بزرگ رضا داوود نژاد از چهره‌هاي فعال در عرصه سينما و تلويزيون هستند. مادر او در كارهاي پدر رضا ايفاي نقش مي‌كند. خواهر او علاوه بر تجربه منشي صحنه‌گي به عنوان بازيگر هم تجاربي داشته و عموي رضا ـ محمد رضا داوود نژاد ـ هم همان كسي است كه در ايام دهه فجر او را در سريال چه كسي به سرهنگ شليك كرد؛ ديديم.

شايد ويژگي مهم او به عنوان بازيگر چاق بودن بيش از حد او باشد. مساله‌اي كه راه به راه در اين سريال هم به آن اشاره مي‌شود و همسرش پروانه با اين بهانه او را از خوردن خوراكي‌هاي مختلف منع مي‌كند. داوود نژاد چهره‌اي كاملا جدي دارد. تكيه كلام‌هاي او چندان خنده دار نيست اما وقتي مخاطب به اين مساله فكر مي‌كند كه اجراي تئاتر توسط او براي بچه‌ها آن هم در نقش يك الاغ چه نتيجه‌اي خواهد داد، خواه ناخواه علاقمند به دنبال كردن ماجراهاي مربوط به او مي‌شود. البته او به عنوان يك جوان عشق بازيگري مهارت‌هاي ديگري هم دارد. يكي از اين مهارت‌هاي اين جوان عاطل و باطل اين است كه توانسته نظر يك دختر پولدار را به سمت خود جلب كند و با او پيمان زناشويي ببندد. او همواره با اين جمله خطاب مي‌شود: گلم!




يوسف تيموري:
هيچ شباهتي به اسمش جهان ندارد. در مورد او همين قدر مي‌دانيم كه مامور آتش نشاني بود و بعد اخراج شد. هميشه دوست دارد به جاي در از روي ديوار تردد كند. بارها عاشق شده؛ يعني هر دختري را كه مي‌بيند يك دل نه صد دل عاشق او مي‌شود و البته تا بحال دختري پيدا نشده كه به او ابراز تمايل كند و عشق پاك او را به وعده و وعيدهاي خواستگارهاي ديگرش ترجيح دهد.
يوسف تيموري بهترين انتخاب براي ايفاي نقش شخصيت‌هاي توسري خور، آويزوون، بي‌آتيه و البته ساده دل است. او فعاليت خود را با سيب خنده آغاز كرد. البته خيلي كه تحقيق مي‌كنيم مي‌بينيم در يك سريال تلويزيوني به نام آپارتمان شماره سيزده از سريال‌هاي سيماي خانواده هم در نقش شاگرد يك فرش فروش ايفاي نقش كرده است. شايد شما هم پر رنگ‌ترين تصويري كه از او در ذهن خود داريد، نقش پسر خشايار مستوفي در سريال زير آسمان شهر باشد. جوان بوكسوري كه پدرش سرايدار يك ساختمان بود و يك دفعه طي يك عمل جراحي از يوسف تيموري به مجيد صالحي تبديل شد و هيچ كس هم عدم حضور او را حس نكرد! در آن سريال هميشه زير دست خشايار بود و كتك مي‌خورد و اينجا هم...
يوسف تيموري در فيلم بوتيك نقش خوبي ايفاء كرده است. او يكي از همان جوانان فيلم است كه در خانه‌اي مجردي با دوستان ديگرش زندگي مي‌كند. در سريال سايه آفتاب هم نقشي كاملا جدي را ايفاء كرد. او در آن سريال نوچه يك جوان بامرام به نام علي بود كه نقش او را پژمان بازغي ايفاء مي‌كرد. تيموري يكي از بازيگراني است كه بازي‌هاي خوب او در بده ـ بستان با بازيگر مقابلش شكل مي‌گيرد و البته احساس مي‌شود كه در اين سريال بازي او چندان ارتباطي با ديگر شخصيت‌ها ندارد. جست و چابك و چه جلب تكيه كلام‌هايي است كه به تازگي از او در اين سريال مي‌شنويم.




حميد لولايي:
طبق آخرين خبرهاي ما او اين روزها خيلي خوشحال است. چون بعد از گذشت نه سال از آتش سوزي سينما آزادي مدتي قبل شهردار تهران كلنگ احداث اين سينما را دوباره به زمين زد. اين همان سينمايي است كه لولايي زماني مديريت آن را به عهده داشته است.

لولايي كار خود را با قطار ابدي و بعد از آن با طنزهاي مهران مديري آغاز كرد و بنا به دلايلي كه ما نمي‌دانيم ديگر هيچ گاه در كارهاي او ايفاي نقش نكرد. جاده‌هاي سبز شمالي سريالي جدي بود كه در آن ايفاي نقش كرد و لهجه‌اي شمالي داشت. زير آسمان شهر هم اوج شهرت او در مقام يك بازيگر تلويزيوني بود. سريالي كه خودش جايي گفته براي ايفاي نقش خشايار مستوفي از پدرش الگو گرفته بود. نقش خشايار مستوفي همان نقشي بود كه حتي اكبر عبدي هم نتوانست جاي خالي آن را پر كند و خود لولايي هم در سريال زندگي به شرط خنده نتوانست آن محبوبيت را تكرار كند.
لولايي از بازيگراني است كه بداهه پردازي در كارش خيلي اهميت دارد و البته گاه كنترل اين بداهه پردازي از دست او در مي‌رود. همين چند نقش محدودي هم كه ايفاء كرده نشان مي‌دهد كه او از جمله بازيگراني است كه براي نقش‌هايش خيلي مايه مي‌گذارد و البته اين مساله به فيلم نامه هم بستگي دارد. به تازگي‌ هم كه در سينما فعال شده سال گذشته به خاطر ايفاي نقش صاحب يك موسسه كفن و دفن در فيلم چند مي‌گيري گريه كني؟ ساخته شاهد احمدلو جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل را از جشنواره فيلم فجر دريافت كرد. سال گذشته هم فيلم اگي مي‌توني منو بگير را با شاهد احمدلو به عنوان دومين تجربه كار كرد.
شايد بهترين نقش او به عنوان بازيگر نقش آقا ماشاء الله در سريال خانه به دوش بود. آدمي با فكرهاي بزرگ اما عملكرد كم كه به دردسر مي‌افتاد. البته او بايد احتياط كند كه كليشه نشود. او در زندگي به شرط خنده جوري عبارت عروس گلم را مي‌كشد كه نوشتن آن خيلي سخت است. خودتان دراينباره تخيل كنيد!
`



سحر ولد بيگي:
او دختر يكي از گريمورهاي فعال و پيشكسوت سينماي ايران به عنوان مسعود ولدبيگي است. سحر
زماني مجري برنامه كودكان بود. او در بازي‌هايش روحيات عجيب و غريبي دارد. علي رغم يك معصوميت كودكانه كه در بازي‌هايش ديده مي‌شود گاه يك عصبيت زيادي هم در بازي‌هايش هست كه باعث مي‌شود حس كنيم همه نقش‌هايش شبيه به هم است.

او علي رغم جثه كوچكي كه دارد در چند كار اخيرش هميشه نقش زني را ايفاء كرده كه قدرتمند است و خيلي از همسرش سر تر است. او در پاورچين در نقش دختري به نام شادي ظاهر شد كه از برره به تهران آمده بود تا در رشته كتابگذاري تحصيل كند. دختري كه هميشه با زن برادرش درگير بود و به او پرخاش مي‌كرد. در نقطه چين منيژه بود. همسر بامشاد و دختر ددي. البته با آن حالت شل و وارفته بامشاد شايد بهتر باشد بگوييم كه شوهر بامشاد بود. يادتان هست بامشاد او را چطور صدا مي‌كرد؟ عياااال
او در سريال دختران هم ايفاي نقش كرده، در نقش دختري شمالي و دانشجوي رشته بازيگري كه هيچ وقت عروسكش از او جدا نمي‌شد.



بهنوش بختياري:
در برنامه نقد سه كه نوروز امسال از شبكه سه پخش شد به صراحت گفت كه هيچ وقت از شنيدن انتقاد خوشحال نمي‌شود و دوست دارد درباره كارش تعريف بشنود.
بختياري انگار آفريده شده تا نقش دخترهاي مغرور، پولدار را بازي كند. اين مساله شايد بزرگ‌ترين ويژگي او باشد كه هميشه دختري افاده‌اي است كه از جاي باكلاسي به جاي بي‌كلاس مي‌آيد و فخر فروشي مي‌كند. حالا اين جابجايي ممكن است بين برره و شهر اتفاق بيفتد و يا بين ايران و امريكا.

سر و كله او با آن لهجه عجيب و غريب امريكايي‌اش در اين سريال از جايي پيدا شد كه به ايران آمد تا به سفارش مادرش مهريه‌ مادر را وصول كند و دوباره به امريكا بازگردد. در رشته حقوق درس خوانده و با كار جايزه بزرگ مشهور شد. البته لهجه امريكايي او در اين سريال به خوبي لهجه قمي او در سريال جايزه بزرگ نيست.


در بازي‌هايش خيلي به حركت‌هاي اغراق شده دست و چهره خود متكي است. تا يادمان نرفته سريال شبكه سه و نيم با تكيه كلام ببخشيد را هم به كارهايش اضافه كنيم.
بهنوش بختياري مدتي به عنوان منشي صحنه در كارهاي سينمايي و تلويزيوني حضور داشته كه مشهور ترين آنها ميهمان مامان ساخته داريوش مهرجويي بوده است.




علي صادقي:
سلام، چطوري؟ اين همان تكيه كلامي بود كه بارها از زبان صادقي در اين سريال شنيده‌ايم. صادقي بازيگري است كه با دو سريال بهترين تابستان من و دردسر والدين در تلويزيون گل كرد. سريال اول داستاني طنز داشت كه در جبهه رخ مي‌داد و ماجراي نوجواني يزدي را روايت مي‌كرد كه به جبهه مي‌رود و در آنجا ماجراهاي طنزي را رقم مي‌زند.
در نوع بازي اين بازيگر طمائنيه و تحقيري ديده مي‌شود كه مهم‌ترين دليل متفاوت بودن بازي او با ديگر بازيگران است. صادقي بازي‌هاي راحتي دارد كه گاه حتي بدون ديالوگ و تنها با يك نگاه تاثير خوبي بر بيننده مي‌گذارد. شايد با ديدن نقش‌هاي او حس كنيم كه شخصيتي كه او نقشش را ايفاء مي‌كند، ضريب هوشي كمي دارد و كمي عقب مانده است. اين همان مساله‌اي است كه باعث مي‌شود قرار گرفتن اين شخصيت در موقعيت‌هاي مختلف باعث خنده مخاطب شود. علي صادقي در دو سريال مهم رضا عطاران حضور داشته است. در پشت كنكوري‌ها كه از شبكه سه پخش شد هم با داوود نژاد همبازي بوده و البته در فيلم هوو هم حضور داشته كه ساخته عليرضا داوود نژاد بوده است. شايد امسال فيلم پيك نيك در ميدان جنگ با بازي او اكران شود. صادقي در اين فيلم جنگي كه حال و هوايي كمدي دارد، نقش يك جوان ساده دل روستايي را ايفاء كرده است كه در جبهه جنگ با عراقي‌ها گوسفندهايش هم او را همراهي مي‌كنند. خودتان داستان را حدس بزنيد.




پشت صحنه زندگي به شرط خنده
دوربين‌... صدا... پلان‌... ضبط مي‌شود... بله‌،در هر مكان‌ فيلمبرداري‌ شما با اين‌ موارد برخوردمي‌كنيد، اما بايد اشاره‌ كرد كه‌ در مجموعه‌هاي‌نود قسمتي‌ كمي‌ اوضاع‌ تفاوت‌ دارد، چرا كه‌>استرس‌< براي‌ رسيدن‌ به‌ پخش‌، هميشه‌ عوامل‌را تحت‌الشعاع‌ قرار مي‌دهد و در اين‌ بين‌،كارگردان‌ و مدير توليد بيشتر از همه‌ در تكاپوهستند، درست‌ به‌ مانند مهدي‌ مظلومي‌ و نصير كه‌در >زندگي‌ به‌ شرط خنده‌< كار مشكلي‌ را پيش‌ رودارند...


درب‌ منزل‌ بزرگ‌، محل‌ فيلمبرداري‌ كه‌ دريكي‌ از خيابان‌هاي‌ نزديك‌ ميدان‌ تجريش‌ بازمي‌شود، روحيه‌اي‌ دو چندان‌ به‌ شما مي‌دهد...جوب‌هاي‌ خانگي‌، حوضچه‌ها و در نهايت‌استخري‌ بزرگ‌ كه‌ در وسط باغ‌ ديده‌ مي‌شود.يوسف‌ تيموري‌ و علي‌ صادقي‌، فعلا مقابل‌ دوربين‌نيستند... از فرصت‌ استفاده‌ مي‌كنند و مشغول‌شوخي‌ كردن‌ با يكديگر هستند... خشايار درگوشه‌اي‌ نشسته‌ و در حال‌ خوردن‌ چاي‌ است‌.مهدي‌ مظلومي‌ در اتاق‌ تدوين‌ نشسته‌ است‌، چراكه‌ تدوين‌ همزمان‌ انجام‌ مي‌گيرد، اتاقي‌ شامل‌چند كامپيوتر مخصوص‌ اين‌ كار; كه‌ در ابتداي‌ورود به‌ ساختمان‌ در سمت‌ چپ‌ مشخص‌ است‌.مهدي‌ مظلومي‌ كارگردان‌ جواني‌ است‌، كه‌شادابي‌ و انرژي‌ را در چهره‌ او مي‌توان‌ ديد، اماخستگي‌ در چهره‌ او نمايان‌ است‌... كارگرداني‌مجموعه‌هاي‌ نود قسمتي‌ يكي‌ از شرطهايش‌خستگي‌ است‌ و اين‌ جزوي‌ از كار مي‌باشد...
داوودنژاد در حال‌ خوردن‌ تخمه‌ است‌; از آن‌جا كه‌ جيب‌ شلوارهايش‌ بزرگ‌ است‌، به‌ احتمال‌زياد يك‌ كيلو تخمه‌اي‌ در آن‌ ريخته‌... (سحرولدبيگي‌) به‌ همراه‌ (بهنوش‌ بختياري‌) كه‌ طي‌ دوسال‌ اخير، از اركان‌ ثابت‌ بيشتر مجموعه‌هاي‌ طنزهستند، روي‌ يك‌ ميز در محوطه‌ نشسته‌اند و ازفرصت‌ استفاده‌ مي‌كنند و مشغول‌ گل‌ گفتن‌ و گل‌شنيدن‌ هستند. مظلومي‌ آنها را صدا مي‌كند ومي‌گويد: آماده‌ باشيد... دقايقي‌ ديگر مقابل‌دوربين‌ هستيد. متن‌ را كه‌ خوانده‌ايد و اين‌ دوبازيگر زن‌ به‌ او مي‌گويند: >خيالتان‌ راحت‌ باشد،حفظ حفظيم‌<. نسيم‌ بهاري‌ چنان‌ به‌ صورتمان‌مي‌خورد كه‌ براي‌ لحظاتي‌ خوابمان‌ مي‌گيرد، اگرچاي‌ را به‌ موقع‌ نمي‌خورديم‌، به‌ طور حتم‌ همان‌لحظه‌ خوابمان‌ مي‌برد. نصير، مدير توليد مجموعه‌به‌ ما مي‌گويد: چه‌ خبر بچه‌ها و ما از او تشكرمي‌كنيم‌ كه‌ اجازه‌ ورود ما به‌ داخل‌ لوكيشن‌ راداد، كه‌ جا دارد دوباره‌ از او تشكر كنيم‌... برايمان‌كمي‌ عجيب‌ بود كه‌ سكانس‌هاي‌ كنار استخر، بسياربي‌سروصدا بود... مظلومي‌ متفكرانه‌ به‌ كاربازيگرانش‌ نگاه‌ مي‌كرد و در مواقع‌ لزوم‌، به‌ آنهامسايل‌ مهم‌ را گوشزد مي‌كرد. در اين‌ لوكيشن‌،خشايار و قرتاس‌ (نمي‌دانيم‌ قرتاس‌ را درست‌نوشتيم‌ يا نه‌ شايد غرتاس‌، شايد غرتاص‌ و شايد هم‌قرتاص‌) باشد، به‌ هر حال‌ اين‌ دو در حال‌ بازي‌كردن‌ بودند... چند خانواده‌ كه‌ آشناي‌ عوامل‌فيلم‌ بودند هم‌ آنجا حضور داشتند، يك‌ دختركوچولو منتظر مانده‌ بود تا لولايي‌ كارش‌ تمام‌شود، تا با او عكس‌هاي‌ يادگاري‌ بگيرد. بهنوش‌بختياري‌ هم‌ آمده‌ بود... كمي‌ تمرين‌ كرد و سپس‌در گوشه‌اي‌ نسشته‌ و كتاب‌ مي‌خواند، او مي‌گفت‌:>از كوچك‌ترين‌ فرصت‌ براي‌ مطالعه‌ استفاده‌مي‌كنم‌ و در حال‌ خواندن‌ زبان‌ انگليسي‌ هستم‌.<يكي‌ از بازيگران‌ كه‌ نامش‌ محفوظ است‌ در حال‌پخش‌ شيريني‌ نارگيلي‌ بود، علت‌ را كه‌ پرسيديم‌،گفت‌: اتومبيل‌ خريدم‌... مباركش‌ باشد. حس‌خبرنگاري‌ ما را به‌ داخل‌ خانه‌ كشيد. از آن‌ جا كه‌ضبط در بيرون‌ خانه‌ بود، مي‌توانستيم‌ به‌ راحتي‌داخل‌ خانه‌ را ببينيم‌... خانه‌ تاريك‌ بود، البته‌انواع‌ و اقسام‌ پروژكتورها در آن‌ به‌ چشم‌مي‌خورد. يك‌ خانه‌ بزرگ‌ كه‌ فكر كنم‌ كسي‌ در آن‌پيش‌ از تصويربرداري‌ زندگي‌ نمي‌كرد. به‌ هر حال‌دكورهاي‌ قشنگي‌ در آن‌ چيده‌ شده‌ بود، به‌خصوص‌ تصوير نقاشي‌ شده‌ خشايار...
روزي‌ كه‌ ما آنجا بوديم‌، سكانس‌ فروش‌ خانه‌بود. كوچولوهايي‌ كه‌ براي‌ ديدن‌ لوكيشن‌ آمده‌بودند با خود مي‌گفتند، يعني‌ وقتي‌ كه‌ خانه‌ فروش‌رفت‌، ديگر شب‌ها اين‌ سريال‌ را نمي‌بينيم‌ كه‌خشايار اين‌ گفته‌ را شنيد و لبخند زد...
ساعت‌ نزديك‌ پنج‌ بعد از ظهر است‌، كه‌ يوسف‌تيموري‌ و علي‌ صادقي‌ هم‌ حاضر مي‌شوند، مثل‌هميشه‌ خنده‌، خوش‌ و بش‌گويي‌... زماني‌ كه‌ هركدام‌ از آنان‌ مقابل‌ دوربين‌ عكاسي‌ خانواده‌ سبزمي‌ايستند، تكيه‌ كلامي‌ مي‌اندازند و ما هم‌ ازفرصت‌ استفاده‌ مي‌كنيم‌ و فقط فلاش‌ مي‌زنيم‌...كم‌كم‌ هوا رو به‌ تاريكي‌ است‌ و ما كه‌ قرار بود يك‌ساعت‌ در آنجا باشيم‌، چند ساعت‌ آنجا مانديم‌...
 
 
نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |

پزشکی: عوارض ناخن‌هاي مصنوعي - وقتی آب دهان ته می کشد 

 

 

                عوارض ناخن‌هاي مصنوعي كم نيستند

 

شايد اين طور به نظر برسد كه ناخن هاي مصنوعي براي شما كه عادت‌ ‌داريد ناخن خود را بجويد و يا كلا با بلند كردن آنها مشكل داريد، انتخاب خوبي هستند.‌ ‌شايد هم به سختي از ناخن هاي مصنوعي بلند استفاده مي كنيد تا اين عادت ناخن جويدن‌ ‌خود را فراموش كنيد!
به هر دليلي كه از ناخن‌هاي مصنوعي استفاده مي‌كنيد،بايد‌ ‌توجه داشته باشيد كه استفاده از ناخن‌هاي مصنوعي عوارضي همچون عفونت هاي معمولي و‌ ‌قارچي، درماتيت ( اگزماي تماسي) تغيير شكل صفحه ناخن، شكنندگي و حتي از بين رفتن‌ ‌صفحه اصلي ناخن را به دنبال خواهد داشت. ‌براساس گزارش‌هاي موجود، چسب‌هايي كه براي‌ ‌چسباندن ناخن هاي مصنوعي به كار مي روند به دليل آزاد كردن سم سيانيد و بخار ناشي از‌ ‌آن مي تواند باعث مسموميت وحتي فوت افراد آرايشگر شود‌!
نكته ديگر اينكه، ‌وقتي كه گذاشتن ناخن مصنوعي را شروع كرديد تا پايان عمر همينطور‌ ‌بايد ادامه دهيد. گذاشتن ناخن مصنوعي مانند رنگ كردن مو نيست كه گاهي آن را انجام‌ ‌دهيد . پس از كاشت ناخن مصنوعي، بايد هر چند هفته يكبار ناخن‌هاي خود را چك‌كنيد ‌تا‌ ناخن هاي طبيعي شما بيش از حد بلند نشده باشند و ناخن هاي مصنوعي كنده نشوند. اگر‌ ‌آب‌زير ناخن هاي مصنوعي شما جمع شود، ناخن‌هاي طبيعي شما دچار عفونت قارچي شده و‌ ‌رنگش سبز خواهد شد. ‌شما همچنين به مانيكور مرتب ناخن هايتان نياز پيدا خواهيد كرد تا‌ ‌ناخن هاي مصنوعي شما را كه به همراه ناخن هاي طبيعي تان رشد كرده‌اند، مرتب كنيد. ‌اگر زماني تصميم گرفتيد كه ناخن هاي مصنوعي را كنار بگذاريد حتما بايد به يك سالن مخصوص‌ ‌ناخن برويد تا مانيكوريست‌ها با خيس كردن و نرم كردن آنها را از ناخن طبيعي تان جدا كنند.‌كاشت ناخن‌هاي مصنوعي باعث تغيير رنگ ناخن، التهاب دور ناخن، خط خط‌ ‌شدن و خرد شدن ناخن و كنده شدن لبه آزاد ناخن از بسترمي شود. هنگام‌ ‌كاشت ناخن از موادي به‌ ‌نام محلول ضد قارچ استفاده مي شود كه در بيشتر كاشت‌هاي ناخن، خانم‌ها از بكار بردن‌ ‌اين محلول امتناع مي ورزند كه منجر به بيماري قارچ زير ناخن مي شود. پس در نظر داشته‌ ‌باشيد كه هنگام كاشت ناخن حتماً به كسي كه اين كار را برايتان انجام مي دهد متذكر‌ ‌شويد كه از اين محلول استفاده كند. چه بسيارخانم هايي كه دچار انواع امراض ناخن شده‌اند و‌ ‌دليل واضح آن فقط وفقط عدم بكار بردن اين محلول بوده است. اين محلول نه يك بار بلكه‌ ‌در چندين مرحله كاشت مي‌بايست بكار گرفته شود تا ناخن‌ها دچار بيماري قارچي نشوند‌. لازم به ذكر است كه حتي با وجود تمام اين ملاحظات نيز كاشت ناخن مي تواند‌ ‌برايتان مشكلات فراواني را ايجاد كند.

‌چطور مي توانيم ناخن هاي سالم و جذاب داشته باشيم؟‌
‌ناخن‌هاي بلند و زيبا آرزوي بسياري از خانم‌هاست. علاوه بر زيبايي،‌ ‌داشتن ناخن‌هاي مقاوم و سالم به خصوص براي كساني كه به كارهايي با ظرافت خاص،‌ ‌مشغول هستند و يا كساني كه موسيقي كار مي كنند، بسيار ارزشمند است. تحقيقات هنوز در‌ ‌پيدا كردن راهي براي درست كردن يك تقويت كننده كامل ناخن كه بتواند ناخن‌هاي خشك ،‌ ‌شكسته و ورقه ورقه شده را تبديل به ناخن هاي زيباي بلند و محكمي كند آن هم در عرض دو هفته يا حتي كمتر ادامه دارد. فعلا هيچ محصول معجزه آساي واقعي براي تحقق بخشيدن به‌ ‌اين آرزو وجود ندارد.
چند راه وجود دارد كه شما بتوانيد ناخن هايتان را استحكام‌ ‌ببخشيد و يا امكان كمي بلند شدن و شايد حفظ آنها از شكسته شدن و ورقه ورقه شدن را‌ ‌بيابيد.
‌نكته اول اين است كه از رژيم غذايي متعادل شامل مقادير فراوان از‌ ‌ميوه‌ها و سبزيجات تازه، حبوبات و گوشت استفاده كنيد.با اين كار بسياري‌ ‌از مشكلات و بد شكلي هاي ناخنتان برطرف خواهد شد.
‌يكي از دشمنان طبيعي ناخن ، آب است . آب ناخن‌ها را نرم كرده و آنها را آماده براي خراب شدن مي‌كند. آب به همراه فعاليت شديد مثل پاك كردن ،‌ ‌سابيدن ، تراشيدن، ظرف شستن، لباس شستن و غيره اين وضعيت را در ناخن تشديد خواهد‌ ‌كرد. وقتي كه شما در حال نظافت و پاك كردن چيزي يا جايي هستيد از دستكش پلاستيكي‌ ‌استفاده كنيد، هيچ اهميتي ندارد كه از چه نوعي باشد. حتي اگر كار شما يك يا دو‌ ‌دقيقه هم طول مي كشد، دستكش‌ها را بپوشيد، بعد شروع به كار كنيد. دستكش لاستيكي ناخن‌ ‌شما را خشك نگه مي دارد. همچنين از فعاليت هايي كه بطور طبيعي باعث شكستن ناخن مي‌شوند مانند درآوردن لباس‌هاي خيس از ماشين لباسشويي و ... نيز محافظت مي كند. پس از‌ ‌شستن دست‌ها از كرم و لوسيون استفاده كرده و روي ناخن‌ها نيز بزنيد. دست ها و‌ ‌ناخن‌ها پس از شستشو با صابون و پاك كننده‌هاي قويتر زود خشك مي‌شوند. از‌ ‌آنجائي كه بيش از 10 درصد از حجم ناخن را آب تشكيل مي دهد. اگر ناخن آب خود را از‌ ‌دست بدهد همانند پوست، قابليت ارتجاعي اش را نيز از دست خواهد داد. ناخن‌هاي خشك‌ ‌بيشتر در معرض شكستن هستند تا خم شدن. بنابراين سعي كنيد آنها را چرب و مرطوب‌ ‌نگهداريد. براي اينكار از مرطوب كننده ها و نرم كننده‌هايي مانند وازلين و غيره‌ ‌استفاده كنيد. هر شب قبل از خواب نيز حتما اين كار را انجام دهيد. به اين صورت كه‌ ‌يك دستكش سفيد را برداشته و قبل از اينكه به رختخواب برويد مقدار زيادي كرم بروي‌ ‌دست‌تان بماليد و دستكش‌ها را بپوشيد. اين كار ناخن‌هايتان را نرم و انعطاف پذير‌ خواهدكرد.

 

 **************************************************

 

خشکی دهان از تشخیص تا درمان

وقتی آب دهان ته می کشد....

خشكي و سوزش دهان از عارضه‌هايي است كه بيشتر اوقات افراد ميان سال و مسن را درگير مي‌كند. و براي بسياري از افراد، مشكلي طاقت‌فرسا و آزار دهنده است.

مادر بزرگم،‌ هراز چند گاهي، وقتي كه ديگر طاقتش تمام مي‌شد، مرا به كناري مي‌كشيد و مي‌گفت: "زبان و لثه‌هايم خيلي مي‌‌سوزد. يك نگاهي به آنها بينداز ببين زخم شده." و من مثل هميشه دهان مادر‌بزرگ را معاينه مي‌كردم تا شايد اين‌بار زخمي يا جراحتي را ببينم. اما همه چيز مثل هميشه سالم و بي‌عيب بود و من كه هر روز به ياري دندانپزشكي مدرن امروزي، درد چندين نفر را خاموش مي‌كردم، درمانده مي‌شدم و مجبور بودم به مادر بزرگ بگويم:<چيزي نيست مادر، خشكي دهانت به خاطر داروهايي است كه مي‌خوري. براي اينكه، سوزشت كمتر شود...> و همان توصيه‌هاي هميشگي را تكرار مي‌كردم.
خشكي و سوزش دهان از عارضه‌هايي است كه بيشتر اوقات افراد ميان سال و مسن را درگير مي‌كند و براي بسياري از افراد، مشكلي طاقت‌فرسا و آزار دهنده است. افرادي كه دچار خشكي دهان هستند، مزه غذاها را به خوبي احساس نمي‌كنند و در جويدن، بلع غذا و صحبت كردن مشكل دارند.

رودخانه‌اي بنام بزاق
بزاق مايعي است كه به‌صورت معمول از غددي بنام غدد بزاقي در دهان ترشح مي‌شود. بزاق به مرطوب شدن دهان و حركت آسان زبان در دهان كمك مي‌كند. از طرفي باعث مرطوب شدن سطح زبان و فعاليت بهتر پرزهاي چشايي و حس بهتر مزه غذا‌ها مي‌شود. از وظايف ديگر بزاق شستشوي طبيعي دهان است. در واقع با وجود بزاق مقدار زيادي از خرده‌هاي غذايي و ميكروب‌ها از سطح دندان‌ها شسته شده و دهان و دندان‌ها تميز مي‌شود. بزاق با داشتن فاكتور‌هاي ضد‌باكتري به ضد‌عفوني كردن دهان هم كمك مي‌كند. اگر به دليلي، مقدار بزاق دهان كاهش يابد و بزاق كافي در محيط دهان وجود نداشته باشد، عارضه‌اي به‌وجود مي‌آيد كه به آن <خشكي دهان> مي‌گويند.

نشانه‌ها
كساني كه دچار خشكي دهان هستند معمولا اين علامت‌ها را تجربه مي‌كنند:
‌‌ وجود حالت خشكي و چسبندگي در دهان
اختلال در جويدن،‌ بلعيدن،‌ صحبت كردن و حس مزه غذاها
سوزش دهان
خشكي گلو
لب هاي ترك خورده
خشكي و زبري زبان
عفونت‌هاي مكرر دهاني مثل قارچ‌ها
علاوه بر اين مشكلات، كه اغلب گرفتاران خشكي دهان با آن درگير هستند، پيشرفت سريع پوسيدگي‌ دنداني از ديگر عوارض خشكي دهان است. هنگامي كه دهان خشك و ميزان بزاق كم مي‌شود، شستشوي طبيعي دندان‌ها به مقدار زيادي كاهش مي‌يابد و دندان‌ها به شدت براي پوسيدگي مستعد مي‌شوند. از طرف ديگر افراد مبتلا به خشكي دهان به علت وجود اشكال در بلع يا جويدن غذاها،‌ ممكن است از مصرف گروه خاصي از خوراكي‌ها دست بكشند كه اين امر، امكان ايجاد اختلالات تغذيه‌اي و كمبود انواع ويتامين‌ها را در آنها بالا مي‌برد. سالمنداني كه خشكي دهان دارند،‌ به سختي مي‌توانند از دندان مصنوعي خود استفاده كنند.

چرا اين رودخانه‌‌ مي‌خشكد؟
خشكي دهان در ميان افراد سالمند عارضه شايعي است، اما يكي از عوارض معمول سالمندي محسوب نمي‌شود. بنابراين اگر فكر مي‌كنيد دهان خشكي داريد،‌ به پزشك مراجعه كنيد تا او شما را معاينه كرده و در اين رابطه شما را راهنمايي ‌كند.
يكي از علت‌هاي زير ممكن است خشكي دهان را براي افراد مختلف به‌ويژه سالمندان ايجاد كند:
-1 مصرف گروه خاصي از داروها: بيش از 400 نوع دارو وجود دارد كه خشكي دهان از عوارض جانبي آنهاست. اين داروها با كم كردن فعاليت غدد بزاقي،‌ خشكي دهان را ايجاد مي‌كنند. داروهاي ضد‌‌فشار خون و نيز ضد‌افسردگي‌ها در اين گروه هستند.
-2 بيماري‌ها: بعضي از بيمار‌ي ها نيز فعاليت غدد بزاقي را تحت تاثير قرار مي‌دهند. بيماري شوكرن، ايدز، ديابت و پاركينسون از گروه‌ بيماري‌هايي هستند كه مي‌توانند خشكي دهان را ايجاد كنند.
-3راديوتراپي: يكي از درمان‌هايي كه براي گروهي از بيماري‌ها از جمله سرطان انجام مي‌شود، راديوتراپي است. راديوتراپي مي‌تواند با تحت تاثير قرار دادن غدد بزاقي، ميزان بزاق دهان را كاهش دهد.
-4 از دست رفتن آب بدن: از حالت‌هاي ديگري كه ممكن است شخص را دچار خشكي دهان كند، مشكلاتي است كه در آن به هر دليلي، شخص آب بدن خود را از دست مي‌دهد. بيماري‌هايي نظير تب، عرق كردن بيش از حد، استفراغ، اسهال و از دست رفتن آب بدن به خاطر سوختگي‌ از اين گروه هستند.

درمان يا مدارا
از آنجا كه خشكي دهان معمولا به دنبال بيماري‌ها يا عوامل ديگري ايجاد مي‌شود، براي درمان آن بايد عامل ايجاد كننده، حذف شود. اما قبل از همه چيز بايد مطمئن شويد كه آيا واقعا به خشكي دهان مبتلا شده‌ايد يا نه. زيرا گاهي اوقات افراد به اشتباه گمان مي‌كنند كه دچار خشكي دهان هستند. بنابراين لازم است كه در اين باره از پزشك خود راهنمايي و مشورت بخواهيد.
براي حل مشكلات ناشي از خشكي دهان به سه نكته توجه كنيد:
)1 در صورت امكان علت را از بين ببريد.
)2از پوسيدگي‌هاي دنداني خود جلوگيري كنيد.
)3 سعي كنيد به طريقي، ميزان بزاق را افزايش دهيد.
براي بر‌طرف كردن علت خشكي دهان، از پزشك كمك بگيريد. بعنوان مثال پزشك مي‌تواند به شما توصيه كند در صورت امكان، داروهايي را كه مصرف مي‌كنيد،‌ با نوع كم عارضه‌تر آن جايگزين كند. با داشتن عاد‌ت‌هاي صحيح بهداشت دهان و دندان نيز مي‌توانيد از پوسيدگي‌هاي دنداني خود جلوگيري كنيد.
روزي 2 بار مسواك طولاني مدت و روزي يك بار نخ دندان را فراموش نكنيد. دست آخر اينكه براي افزايش بزاق خود راه‌هاي زير را امتحان كنيد. اين راه حل‌ها به شما كمك مي‌كنند كه اگر نمي‌توانيد خشكي دهان خود را برطرف كنيد،‌ حداقل بتوانيد با آن كنار آمده و پيامد‌هاي ناخوشايند آن را كاهش دهيد:
-آب زيادي بنوشيد. هميشه با خود يك بطري آب كوچك داشته باشيد تا هر گاه دهان‌تان خشك شد، با جرعه‌اي آب آن‌را مرطوب كنيد. در طول شب هم در كنار رختخواب، يك بطري آب قرار دهيد.
- از خواركي‌‌هايي كه بزاق را تحريك مي‌كنند، استفاده كنيد. شايد مكيدن خواركي‌هاي ترش مثل آلوچه و لواشك، كمك كننده باشند. از آب‌نبا‌ت‌هاي بدون قند هم مي‌توانيد استفاده كنيد.
- اگر جويدن آدامس به تحريك بزاق شما كمك مي‌كند، نوع بدون قند آن‌را انتخاب كنيد. زيرا قند موجود در آدامس‌هاي معمولي ممكن است شما را به پوسيدگي‌هاي شديد دنداني دچار كند.
- ‌فرآورده‌هايي به‌نام <بزاق مصنوعي> در داروخانه‌ها وجود دارند. مي‌توانيد از اين فرآورده‌ها استفاده كرده و اثر آنها را امتحان كنيد.
-از خوردن خوراكي‌هاي شور، خوراكي‌هاي خشك (مثل بيسكوييت‌ها و ناخن هاي خشك) و مواد غذايي بسيار شيرين خودداري كنيد.
از مصرف الكل و كافئين (چاي و قهوه زياد) پرهيز كنيد. اين مواد به علت افزايش ادرار باعث مي‌شوند بدن شما آب بيشتري از دست بدهد و دهان شما بيش از پيش خشك شود.‌

 

نوشته شده توسط احسان | لینک ثابت | موضوع: |







 Takro - نمایش رتبه بندی سایت شما در گوگل


www.ShahreCD.com

هر فيلمي كه بخواي اينجا پيدا ميشه

هر فيلمي كه بخواي اينجا پيدا ميشه

هر فيلمي كه بخواي اينجا پيدا ميشه





















سیستم تبلیغاتی تبادل لینک باکس رایگان